نوروبیولوژی مراقبه: چگونه ذهن آگاهی بر ساختار مغز تأثیر می گذارد


در سال های اخیر، تمرین مراقبه، به ویژه مراقبه ذهن آگاهی، به دلیل تأثیر بالقوه آن بر بهزیستی ذهنی مورد توجه قرار گرفته است. فراتر از ریشه‌های سنتی آن در شیوه‌های متفکرانه، تحقیقات علمی مدرن به عصب‌شناسی مدیتیشن پرداخته‌اند تا بفهمند چگونه ذهن آگاهی بر ساختار مغز تأثیر می‌گذارد. این مقاله به بررسی تأثیر متقابل بین مدیتیشن و مغز می پردازد و شواهد علمی را که از این ایده حمایت می کند که تمرین های تمرکز حواس می تواند تغییرات ساختاری در مغز ایجاد کند را بررسی می کند.

درک مراقبه ذهن آگاهانه

مراقبه ذهن آگاهانه، که ریشه در سنت های تفکری باستانی شرقی مانند بودیسم دارد که شامل پرورش آگاهی از افکار، عواطف و احساسات خود در لحظه حال بدون قضاوت است. تمرین‌کنندگان اغلب بر تنفس، احساسات بدنی یا نقطه‌ای از توجه خاص تمرکز می‌کنند و حس آگاهی و تمرکز را افزایش می‌دهند.

تاثیر بر ساختار مغز

_ تغییرات در ماده خاکستری

یکی از اثرات قابل توجه مراقبه ذهن آگاهی بر مغز، تغییر در تراکم ماده خاکستری است. ماده خاکستری که از اجسام سلول عصبی تشکیل شده است، نقش مهمی در پردازش اطلاعات و شناخت دارد. مطالعه انجام شده توسط Holzel و همکاران. (2011) از تصویربرداری رزونانس مغناطیسی (MRI) برای مقایسه ساختار مغز افراد دارای تجربه مدیتیشن ذهن آگاهی گسترده با گروه کنترل استفاده کرد. نتایج نشان داد تراکم ماده خاکستری در نواحی مغز مرتبط با خودآگاهی، درون نگری و شفقت، مانند هیپوکامپ و نواحی قشر کمربندی خلفی مغز افزایش یافته است.

این مطلب را هم بخوانید:  تمرکز همگرا یا تمرکز واگرا در مراقبه: یافتن تعادل در ذهن

_ افزایش حجم هیپوکامپ

هیپوکامپ، یک ساختار کلیدی برای حافظه و تنظیم هیجانی، یک نقطه کانونی در تحقیقات بررسی نورپلاستی ناشی از مدیتیشن بوده است. مطالعه ای توسط لودرز و همکاران. (2009) از MRI ​​برای بررسی حجم هیپوکامپ در تمرین‌کنندگان مدیتیشن استفاده کرد. یافته ها نشان می دهد که مدیتیشن منظم ذهن آگاهی ممکن است به افزایش تراکم ماده خاکستری هیپوکامپ کمک کند و به طور بالقوه بر عملکردهای شناختی مرتبط با حافظه و پردازش هیجانی تأثیر بگذارد.

_تغییرات در آمیگدال

آمیگدال، منطقه ای که با پردازش احساسات مرتبط است، نیز هدف تحقیقاتی بوده است که تأثیر مراقبه ذهن آگاهی را بررسی می کند. مطالعه ای به رهبری تارن و همکاران. (2015) دریافتند که شرکت کنندگانی که تحت برنامه کاهش استرس مبتنی بر ذهن آگاهی (MBSR) قرار گرفتند، تغییراتی را در ساختار آمیگدال نشان دادند. نتایج نشان داد کاهش تراکم آمیگدال، که با کاهش سطح استرس درک شده مرتبط است، که مکانیسم بالقوه‌ای را نشان می‌دهد که از طریق آن تمرین‌های ذهن آگاهی ممکن است پاسخ‌های استرس را در سطح عصبی تعدیل کنند.

تغییرات اتصال عملکردی

علاوه بر تغییرات ساختاری، مدیتیشن ذهن آگاهی با تغییراتی در اتصال عملکردی مرتبط است – نحوه ارتباط مناطق مختلف مغز و هماهنگ کردن فعالیت ها.

_مدولاسیون حالت پیش فرض شبکه (DMN).

شبکه حالت پیش‌فرض (DMN)، شبکه‌ای از نواحی مغزی فعال در حین استراحت و تفکر خودارجاعی، از طریق تمرین‌های ذهن آگاهی تحت تعدیل قرار می‌گیرد. فارب و همکاران (2007) مطالعه ای را با استفاده از MRI ​​عملکردی (fMRI) برای بررسی تأثیر ذهن آگاهی بر DMN انجام داد. نتایج نشان‌دهنده کاهش فعالیت در DMN در طول مدیتیشن ذهن‌آگاهی است، که نشان می‌دهد این تمرین ممکن است منجر به کاهش تمایل به افکار سرگردان و خودارجاعی شود.

این مطلب را هم بخوانید:  همزیستی مراقبه و فراشناخت: تقویت ذهن و بدن

_اتصال پیشرفته در شبکه های توجه

تحقیق توسط تانگ و همکاران (2015) تأثیر آموزش یکپارچه بدن-ذهن (IBMT)، یک تمرین مبتنی بر ذهن آگاهی، بر اتصال عملکردی را بررسی کرد. این مطالعه افزایش ارتباط بین مناطق مغز مرتبط با توجه و کنترل اجرایی را نشان داد. این ارتباط افزایش یافته نشان می دهد که مراقبه ذهن آگاهی ممکن است تمرکز توجه و کنترل شناختی را با تقویت ارتباط کارآمدتر بین مناطق مربوطه مغز بهبود بخشد.

تعداد فزاینده‌ای از شواهد علمی که از اثرات عصبی زیست‌شناختی مدیتیشن ذهن آگاهی پشتیبانی می‌کنند، بر پتانسیل آن به عنوان ابزاری برای ارتقای رفاه ذهنی تأکید می‌کند. تغییرات ساختاری در تراکم ماده خاکستری، تغییرات در نواحی کلیدی مغز مانند هیپوکامپ و آمیگدال، و تعدیل اتصال عملکردی، همگی به درک ما از اینکه چگونه تمرین‌های ذهن آگاهی می‌توانند بر مغز تأثیر بگذارند کمک می‌کنند.

در حالی که برای درک کامل پیچیدگی‌های این تغییرات نوروبیولوژیکی به تحقیقات بیشتری نیاز است، شواهد موجود نشان می‌دهد که مراقبه ذهن‌آگاهی صرفاً یک تجربه ذهنی نیست، بلکه اثرات ملموسی بر ساختار و عملکرد مغز دارد. همانطور که عمیق تر در نوروبیولوژی مدیتیشن کاوش می کنیم، بینش های ارزشمندی به دست می آوریم که می تواند مداخلات درمانی را ارائه دهد و به حوزه رو به رشد علوم اعصاب متفکرانه کمک کند.

منابع

Farb, N. A. S., Segal, Z. V., Mayberg, H., Bean, J., McKeon, D., Fatima, Z., & Anderson, A. K. (2007). Attending to the present: mindfulness meditation reveals distinct neural modes of self-reference. Social Cognitive and Affective Neuroscience, 2(4), 313–322.

این مطلب را هم بخوانید:  کاوشی در قدرت مراقبه و تأثیر بر آمیگدال در ترس و اضطراب

Holzel, B. K., Carmody, J., Vangel, M., Congleton, C., Yerramsetti, S. M., Gard, T., & Lazar, S. W. (2011). Mindfulness practice leads to increases in regional brain gray matter density. Psychiatry Research: Neuroimaging, 191(1), 36–43.

Luders, E., Toga, A. W., Lepore, N., & Gaser, C. (2009). The underlying anatomical correlates of long-term meditation: Larger hippocampal and frontal volumes of gray matter. NeuroImage, 45(3), 672–678.

Tang, Y.-Y., Tang, R., & Posner, M. I. (2015). Mindfulness meditation improves emotion regulation and reduces drug abuse. Drug and Alcohol Dependence, 163, S13–S18.

Taren, A. A., Gianaros, P. J., Greco, C. M., Lindsay, E. K., Fairgrieve, A., Brown, K. W., … & Creswell, J. D. (2015). Mindfulness meditation training alters stress-related amygdala resting state functional connectivity: A randomized controlled trial. Social Cognitive and Affective Neuroscience, 10(12), 1758–1768.

دیدگاهی وجود ندارد

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *