اثر اجماع کاذب چیست؟

اثر اجماع کاذب چیست؟

اثر اجماع کاذب چیست؟


برای شناخت هر جه بهتر خطاهای شناختی لازم است بدانیم که اثر اجماع کاذب چیست و چگونه روی ادراک ما از واقعیت تاثیر منفی می گذارد؟ تمایل ما به دست بالا گرفتن اینکه دیگران چقدر با ما موافق هستند به عنوان اثر اجماع کاذب یا False consensus effect شناخته می شود.

این نوع سوگیری شناختی باعث می‌شود افراد باور کنند که ارزش‌ها و ایده‌های خودشان باورهایی عمومی هستند و اکثریت مردم همین عقاید را دارند، حتی اگر اینطور نباشد. 

مثلا علی به خط سیاسی خاصی علاقه مند است و سایت های مختلف خبری که حامی آن جریان هستند را مطالعه می کند. بر اساس الگوریتم های اینترنتی، این رفتار توسط مرورگرها شناخته شده و فیدهای اطلاعاتی موافق با آن جریان سیاسی ببصورت مداوم به علی پیشنهاد می شود.

حتی اگر این فید توسط خود علی تنظیم شده باشد، ممکن است او اینطور تصور کند که اکثریت جامعه با موضع او موافق و همسو هستند.

چرا اثر اجماع کاذب رخ می دهد؟

یکی از دلایل احتمالی اثر اجماع کاذب، چیزی است که به عنوان سوگیری در دسترس بودن شناخته می شود . وقتی می‌خواهیم میزان رایج یا محتمل بودن چیزی را تخمین بزنیم، تمایل داریم به نمونه‌هایی که راحت‌تر به ذهن می‌رسند نگاه کنیم.

اگر می‌خواهید تعیین کنید که آیا دیگران هم عقاید شما را دارند یا خیر، احتمالاً به افرادی فکر می‌کنید که شبیه‌ترین افراد به شما هستند، مانند خانواده و دوستانتان، و به احتمال بسیار زیاد آنها چیزهای مشترک زیادی با شما دارند.

سه دلیل اصلی برای اجماع کاذب وجود دارد:

  1. خانواده و دوستان ما، افرادی که بیشتر با آنها در ارتباط هستیم، به احتمال زیاد دارای عقایدی شبیه ما هستند و تقریبا باورها و رفتارهای مشابه ما را دارا هستند.
  2. باور اینکه دیگران به همان روشی که ما فکر می کنند و عمل می کنند، می تواند برای عزت نفس ما مفید باشد . برای اینکه احساس خوبی نسبت به خود داشته باشیم، انگیزه داریم که فکر کنیم دیگران نیز مانند ما هستند.
  3. ما بیشتر با نگرش ها و باورهای خودمان آشنا هستیم. از آنجایی که این ایده‌ها معمولاً در خط مقدم ذهن ما قرار دارند، ما احساس می کنیم که دیگران هم نگرش‌های مشابهی دارند.

عواملی که بر اثر اجماع کاذب تأثیر می گذارد

اثر اجماع کاذب در موقعیت‌های خاص قوی‌تر است. اگر چیزی را واقعاً مهم بدانیم یا از دیدگاه خود بسیار مطمئن باشیم، میزان اجماع کاذب قوی‌تر می‌شود. یعنی ما به احتمال زیاد تصور می کنیم افراد بیشتری با ما موافق هستند.

این مطلب را هم بخوانید:  چگونه مغزتان، شما را فریب می دهد؟

به عنوان مثال، اگر شما فردی نگران محیط زیست باشید، احتمالاً تعداد افرادی را که در مورد مسائل زیست محیطی نگران هستند را بیش از حد برآورد خواهید کرد.

این تأثیر همچنین در مواردی خود را قوی‌تر نشان خواهد داد که ما خیلی مطمئن باشیم که باورها، نظرات یا ایده‌هایمان درست هستند.  مثلا اگر 100% معتقد هستید که تصویب یک قانون خاص میزان جرم و جنایت را در جامعه شما کاهش می دهد، به احتمال زیاد عقیده خواهید داشت که اکثریت شهروندان شهر شما نیز از تصویب این قانون حمایت خواهند کرد.

همنطور ممکن است در مواردی که عوامل موقعیتی نقش عمده ای دارند هم اثر اجماع کاذب را تجربه کنیم. برای مثال، تصور کنید برای دیدن یک فیلم می روید، اما فکر می کنید فیلم افتضاح است زیرا جلوه های ویژه بسیار ضعیفی دارد. از آنجایی که تصور می‌کنید همه افراد دیگری که فیلم را تماشا می‌کنند تجربه یکسانی را به اشتراک می‌گذارند و نظرات یکسانی را منتقل می کنند، ممکن است به اشتباه فکر کنید همه تماشاگران دیگر هم موافق باشند که فیلم افتضاح است.

تحقیق در مورد اثر اجماع کاذب

اثر اجماع کاذب اولین بار در اواخر دهه 1970 توسط نامگذاری و توصیف شد.

در سال 1977، لی راس و همکارانش آزمایش بسیار جالبی انجام دادند : تعدادی از دانشجویان دانشگاه استخدام شدند و از آنها پرسیدند که آیا مایلند تابلویی با علامت “توبه” در سراسر دانشگاه حمل کنند.

هر شرکت کننده در انتخاب آزاد بود و همانطور که می توانیم تصور کنیم، برخی این پیشنهاد را پذیرفتند و برخی دیگر قبول نکردند. نکته جالب این است که سپس از همه خواسته شد تا تخمین بزنند که چند نفر از حمل تابلو در سراسر محوطه دانشگاه پذیرفته یا خودداری کرده اند.

این مطلب را هم بخوانید:  سوگیری پس بینی چیست؟

سپس یک روند بسیار کنجکاو کشف شد: دانشجویانی که پذیرفته بودند فکر می کردند که 60٪ از مردم نیز مایل به انجام این کار هستند، در حالی که در میان کسانی که این پیشنهاد را رد کرده بودند، فکر می کردند که تنها 27٪ مایل به حمل علامت هستند. به عبارت دیگر، هر گروه (آنهایی که قبول کردند و آنهایی که رد کردند) تعداد افرادی را که می توانستند تصمیم بگیرند، بیش از حد برآورد کردند.

به نوعی، فروید یکی از اولین کسانی بود که به اثر اجماع کاذب اشاره کرد. با این حال، او آن را بیشتر به عنوان یک مکانیسم دفاعی در نظر گرفت ، دقیقاً به فرافکنی اشاره کرد. این واقعیت است که ما برخی از ویژگی های خود یا محیط خود را نمی پذیریم زیرا آنها را بیش از حد تهدید کننده می انگاریم و تمایل داریم آنها را به دیگران فرافکنی کنیم.

با این حال، شایان ذکر است که اثر اجماع کاذب تنها به برآورد بیش از حد از میزان باورهای فرد اشاره دارد. به عنوان مثال، بنیادگرایان مذهبی آگاه هستند که همه در بینش آنها از جهان سهیم نیستند، اما وقتی این افراد قربانی اجماع کاذب می شوند، اصرار دارند تعداد افرادی را که واقعاً در ارزش های آنها اشتراک دارند را بیش از حد برآورد کنند.

علل: از ناامنی تا کمبود اطلاعات

اجماع کاذب یک پدیده چندتعیینی است. مشخص است که در برخی موارد این سوگیری پایه و اساس خود را در تمایل ما برای حفظ یک ارزیابی مثبت از خود قرار می دهد. یعنی اگر باور داشته باشیم که عزت نفس ما در معرض تهدید قرار گرفته است یا اگر بخواهیم ایده ای را که در مورد آن احساس امنیت خاصی نمی کنیم، تقویت کنیم، تمایل داریم فکر کنیم که بسیاری از مردم باورهای ما را دنبال می کنند. به این ترتیب به خودمان اعتماد به نفس می دهیم تا تعادل روانی خود را حفظ کنیم .

این مطلب را هم بخوانید:  پدیده بادرماینهوف چیست و چگونه ما را دچار خطا می کند؟

در موارد دیگر، اجماع کاذب با فقدان اطلاعات محدود می شود. در واقع مشخص است که افراد اصلاح طلب رسانه های اصلاح طلبان را می خوانند و اصولگرایان مذهبی هم رسانه های خودشان را. بنابراین، اعتقادات آنها تقویت می شود زیرا آنها اطلاعات متعادل ساز و مخالف باورهایشان را پیدا نمی کنند که به آنها اجازه دهد به دیدگاهی از زاویه نگاه افراد دیگر دست پیدا کنند.

در نهایت، یکی دیگر از دلایل اجماع نادرست در یک منبع کنترل خارجی نهفته است. یعنی اگر فکر می‌کنیم که تصمیمات و رفتارهای ما تا حد زیادی توسط محیط اجتماعی که در آن فعالیت می‌کنیم تعیین می‌شود، این تفکر غیرمنطقی نیست که بسیاری از افراد دیگر در شرایط مشابه ما هستند و بنابراین عقاید و رفتارهایی مشابه با ما دارند.

دیدگاهی وجود ندارد

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *