هنگام بیماری هم ذهن آگاه باشیم

وضعیت فیزیولوژیک جسم انسان تمایل دارد که در حالت متعادل فعالیت کند اما گاهی این تعادل بنا به هر دلیلی به هم خورده و باعث می شود عملکرد صحیح جسم مختل شده و وضعیتی به وجود بیاید که ما از آن به عنوان بیماری نام می بریم. شاید در نگاه اول به عنوان این مطلب موضوع کمی دور از ذهن به نظر برسد. ذهن آگاهی و بیماری… دو واژه ای که کاملا متناقض همدیگر هستند ولی آیا می توان با اتصال این دو به تعادلی که جسم در پی آن است برسیم؟

«ممکن است احمقانه به نظر برسد که بخواهیم از بیماری و ناراحتی مان بیشتر آگاه باشیم. با این حال، ذهن آگاهی و تمرکز – آگاهی به لحظه، آگاهی بدون قضاوت – ممکن است دقیقاً همان چیزی باشد که بدن شما در هنگام فرسودگی و تحت فشار بودن به آن نیاز دارد.

هنگام مبارزه با بیماری، بین احساس فرسودگی و استرس، ما اغلب بیماری های جسمی خود را با واکنش های منفی ترکیب می کنیم که نه تنها ما را بیمارتر می کند، بلکه علاوه بر بیماری، اضطراب را هم به ما تحمیل می کند.

از آنجایی که استرس سیستم ایمنی بدن ما را به خطر می اندازد، گرفتار شدن در این راه می تواند روند بهبودی ما را آهسته کند. درعوض، سعی کنید با آگاهی با بیماری خود برخورد کنید و همه چیز را همانطور که هست، با پذیرش و شفقت ببینید و بپذیرید.»

 

 مارک برتین، ، پزشک متخصص اطفال 

 

برای رویکرد ذهن آگاهانه نسبت به بیماری لازم است در ابتدا نسبت به وضعیت گشوده باشید.منظورم این نیست که از اینکه مریض هستید خوشحال باشید. فقط قبول کنید که در حال حاضر، این همان احساسی است که شما دارد(چه خوب و چه بد). به خودتان یادآوری کنید که وضعیت به این منوال نخواهد ماند و تغییر خواهد کرد. با توجه به وضعیت روانی خود، بدون اینکه دچار افراط و تفریط شوید، تا جایی که می توانید خودتان را بپذیرید و نسبت به خود شفقت داشته باشید.

با چند نفس عمیق شروع کنید و بر حرکات فیزیکی ظریفی که همراه با تنفستان ایجاد می شود آگاه باشید. اگر بیماری طوری است که نفس کشیدنتان سخت شده و آن را به یک چالش تبدیل می کند، تمرکز خود را روی تماس جسمتان با جایی که نشیتید مثلا حس تماس پاهایتان با زمین یا پشت پاهایتان روی تشک منتقل کنید. به تنفس طبیعی برای چند دقیقه ادامه دهید و روی احساسات جسمانیتان تمرکز کنید.

به هر چیزی که احساس ناراحتی در شما ایجاد می کند توجه کنید. همانطور که آگاه هستید، با مقاومت، عصبانیت یا قضاوت کمتر به آن تجربه توجه کنید. قرار نیست به طور کاذب خوش بین باشید، فقط توجه داشته باشید که این همان حسی است که در حال حاضر وجود دارد. اگر احساس گرفتگی و سفتی در اطراف ناراحتی وجود دارد، ببینید آیا می‌توانید با هر بازدم، تنش اضافی را کمی رها کنید. در مرحله بعد روی این موضوع تمرکز کنید که چگونه در شرایط مشابه به یک عزیز دیگری که درگیر این بیماری شده باشد، دلداری می دهید.

می توانید این آرزوها را در تمرین ذهن آگاهی و  از طریق بیان عبارات تاکیدی مشفقانه خطاب به دیگران بگویید – «باشد که شاد باشی»، «باشد که سالم باشی»، «باشد احساس امنیت کنی» و «باشد که زندگیت را به راحتی سپری کنی». ان جملات را بگویید و در لحظه حال باشید، بدون اینکه بخواهید تغییر خاصی در احساستان ایجاد کنید، با هر نفسی که اکنون می‌کشید، روی آن خواسته‌ها تمرکز کنید، این جملات تاکیدی را برای خودتان هم بگویید و شفقت را روانه خود کنید. “باشد که خوشحال باشم”، “باشد که سالم باشم”، “باشد که احساس امنیت کنم”،  “باشد که زندگیم را به راحتی بگذرانم”.

اگر این تمرین شفقت به احساس تلاش یا تصویر سلامتی منجر می شود، فقط با صبر و حوصله به آن احساس توجه کنید و سپس به تمرین ذهن آگاهی خود بازگردید. هر زمان که توجه شما از بین رفت، به عبارات بازگردید. یا اگر ترجیح می دهید، تنفس خود را دنبال کنید، یا احساسات را در بدن خود دنبال کنید.

تلاش برای اصلاح چیزهای ناخوشایند را برای لحظه ای رها کنید، از بیماریتان آگاه باشید و نسبت به تمایل خود برای تسکین هوشیار باشید و خود را به حالت ذهنی سالم بازگردانید، و با انجام این تمرین بارها و بارها از بدن خود در هنگام بهبودی حمایت خواهید کرد و روند بهبودی را سرعت خواهید بخشید.

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگو شرکت کنید؟
نظری بدهید!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.