اثر نورافکن چطور ما را دچار خطای پنداشت می کند؟


آیا روی ما نورافکن وجود دارد؟

تابحال چند بار برای شما پیش آمده که حس کرده اید به خاطر نقصی موقت، در مرکز توجه دیگران هستید و همه توجه آن نقص شده اند؟ مثلا در یک مهمانی متوجه شدید جورابتان سوراخ است. تمام مدتی که در مهمانی هستید به جای لذت بردن از حضور در جمع حاضرین، تمام فکر شما معطوف به جورابتان است که نکند موقعیتی پیش بیاید که مجبور شوید حرکتی انجام دهید که این معضل بزرگ پدیدار بشود. یا در نظر بگیرید یک روز در راه رفتن به محل کار اتفاقی لباستان لک می شود. مغز اکثر افراد به طرز عجیبی احساس می کند در معرض تماشا و توجه دیگران هستیم. به این احساس اثر نورافکن (spotlight effect ) می گویند. بر طبق این اثر ما حس میکنیم چون در مرکز دنیای خودمان هستیم پس در دنیای دیگران هم همین وضعیت صادق است و همیشه نگران تاثیری هستیم که بر دیگران خواهیم گذاشت. این وضعیت در مورد ناراحتی ها، خوشحالی ها، احساسات، ترس ها و اضطراب های ما نیز حاکم است و ما به همان نسبت که در خود احساسی را در درجه اعلای خود حس می کنیم انتظار داریم احساسات ما برای دیگران هم به همان اندازه در معرض توجه باشند. این جالت منجر به خطای شفافیت خواهد شد.

توهم شفافیت چیست؟

توهم شفافیت ( illusion of transparency ) یک سوگیری شناختی است که در آن فرد احساس می کند دیگران بیش از اندازه به حالات او واقف هستند و افکار او توسط دیگران به راحتی قابل دستیابی است. به عنوان مثال شما برای ارایه کنفرانس برای دیگر همکلاسی ها دچار اضطراب شده اید. فکر می کنید همه همکلاسی های شما متوجه این اضطراب شما شده اند، این حالت شما را دچار اضطراب بیشتر و نمود عملی رفتار مضطربانه می کند. پس اثر نورافکن و توهم شفافیت به دنبال هم باعث ایجاد رفتاری خواهد شد که بطور مستقیم روی عزت نفس (self esteem) و اعتماد بنفس(self confidence) تاثیر خواهد گذاشت.
در توهم شفافیت فرد آگاهی و احاطه دیگران بر افکارش را بسیار بیش از حد محاسبه می کند و احساس می کند افکار او بطور شفاف در معرض دید و قضاوت دیگران است.

رهایی از اثر نورافکن

حال که دانستیم اثر نورافکن و توهم شفافیت چیست بهتر است نسبت به بازبینی در رفتار خود دست بزنیم. درک و آگاهی نسبت به این مسئله که آنقدر که فکر می کردیم در دنیای دیگران نقش اول را در اختیار نداریم شاید باز سنگینی را از روی دوش ما بردارد. همچنین اگر بدانیم دیگران در دنیای خودشان دچار همین خطاپنداشت هستند نیز رفتار ما با دیگران را اصلاح خواهد کرد.
برای رسیدن به این باور بهتر است چند روزی تمرین کنیم و نور افکن را از روی خودمان به روی بقیه افراد بریم تا ببینیم آیا تا بحال خصوصیات ظاهری دیگران آنقدر که باید تاثیرگذار باشد، جایگاهی در ذهن ما داشته است؟
بهم ریختگی ظاهر همکارمان تا بحال چقدر در ذهن ما حک شده؟
لکنت زبان دوستمان چقدر از فکر ما را اشغال کرده؟
مدل موی معمولی همسایه مان چه مقدار از ذهن ما را اشغال کرده؟
خط اتوی معاون شرکت در زندگی من چه جایگاهی به خودش اختصاص داده؟
تیشرت همکلاسی من چند دقیقه از روز من را به خودش اختصاص داده؟
شاید توجه بیشتر به این موارد خیال ما را راحت کند که نورافکنی وجود ندارد و بارسنگین این وهم از روی دوش ما برداشته شود.

1 دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

سه × 3 =