کالاهای موقعیتی چه هستند

کالاهای موقعیتی چه هستند و چه نقشی در زندگی ما ایفا می کنند؟

در دنیایی که هر لحظه در حال تغییر است، لازم است که بدانیم کالاهای موقعیتی چه هستند و چطور این کالاها به عنوان یک مرکز جذب در درک رفتار مصرف‌کننده به وجود آمده‌اند. این کالاها که به طور عمیق با وضعیت اجتماعی و اقتصادی فرد همگرا هستند، زمینه‌ای غنی برای تحلیل روان‌شناسی فراهم می‌کنند. این مقاله قصد دارد تا به تحلیل عمیق از دیدگاه‌های روان‌شناسی انتقادی در مورد کالاهای موقعیتی بپردازد و نوری بر رابطه پیچیده بین نابرابری اقتصادی، وضعیت اجتماعی و الگوهای مصرف فردی بیاندازد.

کالاهای موقعیتی چه هستند

پیش از اینکه عمیق‌تر وارد موضوع شویم، ضروری است که درک جامعی از مفهوم کالاهای موقعیتی (Positional good) داشته باشیم. این کالاها از لحاظ روانی، ارزش زیادی به دلیل ندرت و وضعیتی که به دارندگان خود می‌دهند دارند. این موارد فقط در مورد برآورده کردن نیاز یا خواسته نیستند؛ این‌ها در مورد نشان دادن یک موقعیت اجتماعی خاص، یک وضعیت برتر در جامعه هستند. مصرف این کالاها به طور عمیق در فرآیندهای روان‌شناسی که رفتار انسان را کنترل می‌کنند ریشه دارد، که افراد اغلب به دنبال ارتقاء وضعیت اجتماعی خود از طریق خرید کالاهای موقعیتی هستند.

زمینه‌های روان‌شناسی کالاهای موقعیتی

درک زمینه‌های روان‌شناسی کالاهای موقعیتی در بررسی شبکه پیچیده رفتار مصرف‌کننده در جامعه‌ای که با نابرابری‌های اقتصادی مواجه است، حیاتی است. این یک عدسی است که از طریق آن می‌توانیم انگیزه‌های پشت مصرف برندهای لوکس و تحصیلات نخبه را تحلیل کنیم.

تأثیر بر عزت نفس

یک جنبه مهم از پویایی‌های روان‌شناسی اطراف کالاهای موقعیتی تأثیر آن‌ها بر عزت نفس است. مالکیت یک کالای لوکس یا بهره‌مندی از یک خدمت انحصاری اغلب عزت نفس فرد را افزایش می‌دهد و احساس موفقیت و برتری ایجاد می‌کند. این یک رضایت روان‌شناسی است که با داشتن چیزی نادر همراه است، چیزی که دیگران به دنبال دارند اما نمی‌توانند به راحتی به دست آورند. این افزایش در عزت نفس می‌تواند یک شمشیر دو لبه باشد و فرهنگی از مادی‌گرایی را ترویج دهد که در آن ارزش خود به دارایی‌های مادی وابسته است.

کالاهای موقعیتی – قیمت و تقاضا

در دنیای پیچیده اقتصاد، کالاها و خدمات به طور کلی از قوانین اساسی تقاضا و تامین پیروی می‌کنند، جایی که افزایش قیمت به کاهش تقاضا منجر می‌شود. اما کالاهای موقعیتی این دانش رایج را نقض می‌کنند، به نحوی که با افزایش قیمت، تقاضا نیز افزایش می‌یابد. این پدیده به ارتقاء وضعیتی که با برچسب قیمت بالاتر همراه است، مرتبط است، مفهومی که به طور عمیق در روان‌شناسی مصرف ریشه دارد.

پدیده کالاهای وبلن

در قلب این پدیده، مفهوم کالاهای وبلن قرار دارد، نامگذاری شده بر اساس تورستین بوند وبلن، اقتصاددان و جامعه‌شناس نروژی-آمریکایی و یک منتقد شناخته شده سیستم سرمایه‌داری. این کالاها با افزایش قیمت‌هایشان، تقاضا نیز افزایش می‌یابد، یک روند متفاوت با قوانین اقتصادی معمولی که بیشتر محصولات را کنترل می‌کنند.

انتقادات و جنجال‌های اطراف کالاهای موقعیتی

همانطور که عمیق‌تر وارد دنیای کالاهای موقعیتی می‌شویم، ضروری است که به دیدگاه‌های انتقادی و جنجال‌هایی که این مفهوم را احاطه کرده‌اند پرداخته شود. بازار کالاهای موقعیتی، در حالی که در حال رشد است، باعث به وجود آمدن مجموعه‌ای از بحث‌ها در مورد اخلاق اقتصادی، ارزش‌های جامعه و خوب‌بودن روان‌شناسی فردی شده است.

پیامدهای عملی و جهت‌های آینده

همانطور که ما از چشم‌انداز پیچیده کالاهای موقعیتی عبور می‌کنیم، حیاتی است که از پیامدهای عملی این پدیده و جهت‌های بالقوه برای تحقیقات آینده در این زمینه آگاهی داشته باشیم.

نتیجه‌گیری

در نتیجه، دنیای کالاهای موقعیتی زمینه‌ای غنی برای کاوش ارائه می‌دهد، به‌خصوص از دیدگاه روان‌شناسی و انتقادی. این کالاها که به طور عمیق در باف جامعه جا ساخته‌اند، رفتارها و انتخاب‌های فردی را تحت تأثیر قرار می‌دهند، الگوهای مصرف را شکل می‌دهند و فرهنگی را بر اساس نابرابری‌های اقتصادی و تعقیب وضعیت اجتماعی ترویج می‌کنند. این موارد نه تنها به ما این امکان را می‌دهند که به درک بهتری از جامعه‌ی امروزی دست یابیم، بلکه به ما این فرصت را می‌دهد که به تأمل در مورد آینده‌ی ما به عنوان یک جامعه بپردازیم، جایی که ارزش‌های واقعی بر مادی‌گرایی غلبه می‌کنند.

 

سید مسعود علوی پور

اثر اجماع کاذب چیست؟

اثر اجماع کاذب چیست؟

برای شناخت هر جه بهتر خطاهای شناختی لازم است بدانیم که اثر اجماع کاذب چیست و چگونه روی ادراک ما از واقعیت تاثیر منفی می گذارد؟ تمایل ما به دست بالا گرفتن اینکه دیگران چقدر با ما موافق هستند به عنوان اثر اجماع کاذب یا False consensus effect شناخته می شود.

این نوع سوگیری شناختی باعث می‌شود افراد باور کنند که ارزش‌ها و ایده‌های خودشان باورهایی عمومی هستند و اکثریت مردم همین عقاید را دارند، حتی اگر اینطور نباشد. 

مثلا علی به خط سیاسی خاصی علاقه مند است و سایت های مختلف خبری که حامی آن جریان هستند را مطالعه می کند. بر اساس الگوریتم های اینترنتی، این رفتار توسط مرورگرها شناخته شده و فیدهای اطلاعاتی موافق با آن جریان سیاسی ببصورت مداوم به علی پیشنهاد می شود.

حتی اگر این فید توسط خود علی تنظیم شده باشد، ممکن است او اینطور تصور کند که اکثریت جامعه با موضع او موافق و همسو هستند.

چرا اثر اجماع کاذب رخ می دهد؟

یکی از دلایل احتمالی اثر اجماع کاذب، چیزی است که به عنوان سوگیری در دسترس بودن شناخته می شود . وقتی می‌خواهیم میزان رایج یا محتمل بودن چیزی را تخمین بزنیم، تمایل داریم به نمونه‌هایی که راحت‌تر به ذهن می‌رسند نگاه کنیم.

اگر می‌خواهید تعیین کنید که آیا دیگران هم عقاید شما را دارند یا خیر، احتمالاً به افرادی فکر می‌کنید که شبیه‌ترین افراد به شما هستند، مانند خانواده و دوستانتان، و به احتمال بسیار زیاد آنها چیزهای مشترک زیادی با شما دارند.

سه دلیل اصلی برای اجماع کاذب وجود دارد:

  1. خانواده و دوستان ما، افرادی که بیشتر با آنها در ارتباط هستیم، به احتمال زیاد دارای عقایدی شبیه ما هستند و تقریبا باورها و رفتارهای مشابه ما را دارا هستند.
  2. باور اینکه دیگران به همان روشی که ما فکر می کنند و عمل می کنند، می تواند برای عزت نفس ما مفید باشد . برای اینکه احساس خوبی نسبت به خود داشته باشیم، انگیزه داریم که فکر کنیم دیگران نیز مانند ما هستند.
  3. ما بیشتر با نگرش ها و باورهای خودمان آشنا هستیم. از آنجایی که این ایده‌ها معمولاً در خط مقدم ذهن ما قرار دارند، ما احساس می کنیم که دیگران هم نگرش‌های مشابهی دارند.

عواملی که بر اثر اجماع کاذب تأثیر می گذارد

اثر اجماع کاذب در موقعیت‌های خاص قوی‌تر است. اگر چیزی را واقعاً مهم بدانیم یا از دیدگاه خود بسیار مطمئن باشیم، میزان اجماع کاذب قوی‌تر می‌شود. یعنی ما به احتمال زیاد تصور می کنیم افراد بیشتری با ما موافق هستند.

به عنوان مثال، اگر شما فردی نگران محیط زیست باشید، احتمالاً تعداد افرادی را که در مورد مسائل زیست محیطی نگران هستند را بیش از حد برآورد خواهید کرد.

این تأثیر همچنین در مواردی خود را قوی‌تر نشان خواهد داد که ما خیلی مطمئن باشیم که باورها، نظرات یا ایده‌هایمان درست هستند.  مثلا اگر 100% معتقد هستید که تصویب یک قانون خاص میزان جرم و جنایت را در جامعه شما کاهش می دهد، به احتمال زیاد عقیده خواهید داشت که اکثریت شهروندان شهر شما نیز از تصویب این قانون حمایت خواهند کرد.

همنطور ممکن است در مواردی که عوامل موقعیتی نقش عمده ای دارند هم اثر اجماع کاذب را تجربه کنیم. برای مثال، تصور کنید برای دیدن یک فیلم می روید، اما فکر می کنید فیلم افتضاح است زیرا جلوه های ویژه بسیار ضعیفی دارد. از آنجایی که تصور می‌کنید همه افراد دیگری که فیلم را تماشا می‌کنند تجربه یکسانی را به اشتراک می‌گذارند و نظرات یکسانی را منتقل می کنند، ممکن است به اشتباه فکر کنید همه تماشاگران دیگر هم موافق باشند که فیلم افتضاح است.

تحقیق در مورد اثر اجماع کاذب

اثر اجماع کاذب اولین بار در اواخر دهه 1970 توسط نامگذاری و توصیف شد.

در سال 1977، لی راس و همکارانش آزمایش بسیار جالبی انجام دادند : تعدادی از دانشجویان دانشگاه استخدام شدند و از آنها پرسیدند که آیا مایلند تابلویی با علامت “توبه” در سراسر دانشگاه حمل کنند.

هر شرکت کننده در انتخاب آزاد بود و همانطور که می توانیم تصور کنیم، برخی این پیشنهاد را پذیرفتند و برخی دیگر قبول نکردند. نکته جالب این است که سپس از همه خواسته شد تا تخمین بزنند که چند نفر از حمل تابلو در سراسر محوطه دانشگاه پذیرفته یا خودداری کرده اند.

سپس یک روند بسیار کنجکاو کشف شد: دانشجویانی که پذیرفته بودند فکر می کردند که 60٪ از مردم نیز مایل به انجام این کار هستند، در حالی که در میان کسانی که این پیشنهاد را رد کرده بودند، فکر می کردند که تنها 27٪ مایل به حمل علامت هستند. به عبارت دیگر، هر گروه (آنهایی که قبول کردند و آنهایی که رد کردند) تعداد افرادی را که می توانستند تصمیم بگیرند، بیش از حد برآورد کردند.

به نوعی، فروید یکی از اولین کسانی بود که به اثر اجماع کاذب اشاره کرد. با این حال، او آن را بیشتر به عنوان یک مکانیسم دفاعی در نظر گرفت ، دقیقاً به فرافکنی اشاره کرد. این واقعیت است که ما برخی از ویژگی های خود یا محیط خود را نمی پذیریم زیرا آنها را بیش از حد تهدید کننده می انگاریم و تمایل داریم آنها را به دیگران فرافکنی کنیم.

با این حال، شایان ذکر است که اثر اجماع کاذب تنها به برآورد بیش از حد از میزان باورهای فرد اشاره دارد. به عنوان مثال، بنیادگرایان مذهبی آگاه هستند که همه در بینش آنها از جهان سهیم نیستند، اما وقتی این افراد قربانی اجماع کاذب می شوند، اصرار دارند تعداد افرادی را که واقعاً در ارزش های آنها اشتراک دارند را بیش از حد برآورد کنند.

علل: از ناامنی تا کمبود اطلاعات

اجماع کاذب یک پدیده چندتعیینی است. مشخص است که در برخی موارد این سوگیری پایه و اساس خود را در تمایل ما برای حفظ یک ارزیابی مثبت از خود قرار می دهد. یعنی اگر باور داشته باشیم که عزت نفس ما در معرض تهدید قرار گرفته است یا اگر بخواهیم ایده ای را که در مورد آن احساس امنیت خاصی نمی کنیم، تقویت کنیم، تمایل داریم فکر کنیم که بسیاری از مردم باورهای ما را دنبال می کنند. به این ترتیب به خودمان اعتماد به نفس می دهیم تا تعادل روانی خود را حفظ کنیم .

در موارد دیگر، اجماع کاذب با فقدان اطلاعات محدود می شود. در واقع مشخص است که افراد اصلاح طلب رسانه های اصلاح طلبان را می خوانند و اصولگرایان مذهبی هم رسانه های خودشان را. بنابراین، اعتقادات آنها تقویت می شود زیرا آنها اطلاعات متعادل ساز و مخالف باورهایشان را پیدا نمی کنند که به آنها اجازه دهد به دیدگاهی از زاویه نگاه افراد دیگر دست پیدا کنند.

در نهایت، یکی دیگر از دلایل اجماع نادرست در یک منبع کنترل خارجی نهفته است. یعنی اگر فکر می‌کنیم که تصمیمات و رفتارهای ما تا حد زیادی توسط محیط اجتماعی که در آن فعالیت می‌کنیم تعیین می‌شود، این تفکر غیرمنطقی نیست که بسیاری از افراد دیگر در شرایط مشابه ما هستند و بنابراین عقاید و رفتارهایی مشابه با ما دارند.

سوگیری تایید چیست؟

سوگیری تایید چیست؟

سوگیری تایید یا تاییدگرایی (Confirmation Bias) یک سوگیری شناختی است که نتیجه گیری منطقی شما را به نفع اطلاعاتی که باورها یا سوگیری های قبلی شما را تایید می کند، جهت می دهد. در این مقاله در وب سایت علوی پور به معرفی کامل این سوگیری شناختی خواهیم پرداخت و خواهیم دید این خطای شناختی چگونه ادراک ما را دچار سوء برداشت می کند.

نحوه عملکرد سوگیری تایید بر اساس تفاوت‌های شخصیتی و فرهنگی هر فرد متفاوت است، اما معمولاً در این روش، افراد مبتنی بر تجارب و دانش‌های خود، به سادگی و بدون مطالعه دقیق واقعیت‌ها، به نتایجی دست می‌یابند که باورشان را تقویت می‌کند. در واقع، در سوگیری تایید، فرد به دنبال این است که نتایجی را که با مفهوم و باورهای قبلی‌اش سازگاری داشته باشد، بپذیرد.

به عنوان مثال، تصور کنید که شخصی معتقد است افراد چپ دست خلاق تر از افراد راست دست هستند. هر گاه این شخص با فردی چپ دست و خلاق روبرو می شود، به این «شواهد» اهمیت بیشتری می دهد که از آنچه قبلاً معتقد است حمایت می کند. این فرد حتی ممکن است به دنبال اثباتی باشد که این باور را بیشتر تأیید کند و در عین حال نمونه هایی را که این ایده را پشتیبانی نمی کنند، کاهش دهد.

سوگیری‌های تایید بر نحوه جمع‌آوری اطلاعات تأثیر می‌گذارد، اما بر نحوه تفسیر و یادآوری اطلاعات نیز تأثیر می‌گذارد. به عنوان مثال، افرادی که از یک موضوع خاص حمایت می کنند یا مخالف آن هستند، نه تنها به دنبال اطلاعاتی برای حمایت از آن هستند، بلکه اخبار را نیز به گونه ای تفسیر می کنند که ایده های موجود خود را حفظ کند. آنها همچنین جزئیات را به گونه ای به خاطر خواهند آورد که این نگرش ها را تقویت کند .

تاریخچه سوگیری تایید

ایده پشت سوگیری تایید توسط فیلسوفان و نویسندگان از زمان های قدیم مشاهده شده است. در دهه 1960، پیتر واسون ، روانشناس شناختی آزمایش های متعددی را انجام داد که به عنوان  قانون واسون شناخته می شوند. او نشان داد که مردم تمایل دارند به دنبال اطلاعاتی باشند که باورهای موجود آنها را تایید کند.

برای مثال، فردی که اعتقاد دارد که محیط‌زیست و تغییرات آب‌وهوایی یک مسأله جدی است، فقط داستان‌های مرتبط با حفاظت از محیط‌زیست، تغییر آب‌و‌هوا و انرژی‌های تجدید‌پذیر را جستجو می‌کند و می‌خواند. اما اگر فرد دیگری به تغییرات آب‌و‌هوایی اعتقادی نداشته باشد، فقط مطالب مرتبط با حوزه‌هایی مانند «تغییر آب‌وهوا یک افسانه است»، «چرا دانشمندان دروغ می‌گویند؟» و «چگونه همه‌ ما فریب می‌خوریم؟» را جستجو می‌کند و می‌خواند. این شخص همچنان به اعتقادات فعلی‌اش پایبند است و تنها به دنبال تعیین صحت اعتقاداتش است.

تأییدگرایی تنها به جستجوی جانبدارانه اطلاعات محدود نمی‌شود؛ بلکه گاهی اوقات ما را به این سمت پیش می‌برد تا اطلاعات جدید را به گونه‌ای تفسیر کنیم که باورهای قبلی‌مان را تأیید می‌کند. اینجاست که تأییدگرایی به تفسیر نامتعادل و ناعادلانه‌ی اطلاعات و واقعیت‌ها منجر می‌شود.

برای مثال، فرض کنید یک فرد به دنبال خرید خودرویی باشد و بعد از مدتی تحقیق درباره‌ی انواع ماشین‌ها، به این نتیجه‌ رسیده که خودروهای ژاپنی بهتر از خودروهای آمریکایی هستند. حالا، هر اطلاعی که این فرد درباره‌ی خودروی ژاپنی جمع آوری می کند، به او تأیید می‌دهد که تصمیمش درست است و همانطور که منتظر بوده، این تصمیم را تایید می‌کند. در عین حال، او تمایلی به بررسی نقاط ضعف یا مزایای خودروهای آمریکایی نخواهد داشت و این باعث می‌شود که تنها اطلاعاتی را که تصمیم او را تایید می‌کنند، مورد توجه قرار دهد.

برای مقابله با سوگیری تایید یا تأییدگرایی، مهم است تا جستجوی ما اطلاعات را به طور جامع و بی‌طرفانه انجام دهیم و با توجه به دلایل و شواهد، نتایج خود را بررسی کنیم. همچنین، می‌توانیم به منابع مختلف دسترسی پیدا کنیم و نظرات و ایده‌های مختلف را بررسی کنیم تا اطمینان حاصل کنیم که تصمیمات ما بر مبنای اطلاعات واقعی‌اند.

نشانه های سوگیری تایید

وقتی صحبت از سوگیری تایید به میان می آید، اغلب نشانه هایی وجود دارد که نشان می دهد یک فرد سهوا یا آگاهانه قربانی آن شده است. متأسفانه، تشخیص آن نیز می تواند بسیار ظریف و دشوار باشد. برخی از این علائم که ممکن است به شما کمک کند تشخیص دهید چه زمانی شما یا شخص دیگری این سوگیری را تجربه می کنید عبارتند از:

  • فقط به دنبال اطلاعاتی باشید که باورهای شما را تأیید می کند و اطلاعاتی را که از باورهای شما پشتیبانی نمی کند را نادیده گرفته یا بی اعتبار می کنید.
  • به جای در نظر گرفتن همه شواهد موجود، به دنبال شواهدی باشید که آنچه را که قبلاً فکر می کنید درست است تأیید کند.
  • تکیه بر کلیشه ها یا سوگیری های شخصی هنگام ارزیابی اطلاعات.
  • به خاطر سپردن انتخابی اطلاعاتی که از نظرات شما پشتیبانی می‌کند، در حالی که اطلاعاتی را که این کار را نمی‌کنند را فراموش کرده، کمرنگ یا نادیده می گیرید.
  • داشتن یک واکنش عاطفی، هیجانی قوی به اطلاعات (مثبت یا منفی) که باورهای شما را تأیید می کند.

انواع سوگیری تایید

چند نوع مختلف سوگیری تایید وجود دارد که ممکن است رخ دهد. برخی از رایج ترین آنها شامل موارد زیر است:

  • توجه جانبدارانه : این زمانی است که ما به طور انتخابی بر روی اطلاعاتی تمرکز می کنیم که نظرات ما را تأیید می کند در حالی که داده هایی را که این کار را نمی کنند نادیده می گیریم یا تخفیف می دهیم.
  • تفسیر مغرضانه : این زمانی است که ما آگاهانه اطلاعات را به گونه ای تفسیر می کنیم که باورهای ما را تأیید کند.
  • حافظه جانبدارانه : این زمانی است که ما به طور انتخابی اطلاعاتی را به خاطر می سپاریم که از دیدگاه های ما پشتیبانی می کند در حالی که اطلاعاتی را که پشتیبانی نمی کنند فراموش می کنیم یا از آن تخفیف می گیریم.

 

 

کاری که آدم‌ها خیلی خوب می‌توانند انجام دهند، تفسیر اطلاعات جدید است؛ اما آن هم به شیوه‌ای که به عقاید و باورهای قبلی‌شان آسیبی وارد نشود!

_وارن بافت

نمونه‌هایی از سوگیری تایید

در نظر گرفتن چند نمونه از نحوه عملکرد سوگیری تایید در زندگی روزمره می تواند مفید باشد تا دیدگاه بهتری از اثرات و تاثیری که ممکن است داشته باشد، بدست آوریم.

تفاسیر مسائل جاری

یکی از رایج‌ترین نمونه‌های سوگیری تأیید، نحوه جستجو یا تفسیر اخبار است. مثلا اگر داستانی دیدگاه های قبلی ما را تأیید کند، حتی اگر شواهد ارائه شده متزلزل یا غیرقطعی باشد، احتمال بیشتری دارد که آن روایت را باور کنیم.  برای مثال، اگر از یک نامزد سیاسی خاص حمایت کنیم، احتمال بیشتری دارد که به اخباری که آنها را مثبت نشان می دهد توجه نشان دهیم و در عین حال موارد انتقادی را نادیده می گیریم و حتی سعی خواهیم کرد اطلاعات منفی اثبات شده را هم نادیده بگیریم.

در این زمینه مثال قانون جذب را در نظر بگیرید:

  • فرض کنید محمد به قانون جذب عقیده دارد. او به دنبال مطالب و نظریاتی است که وجود این ساز و کار را تایید می کند. وقتی مواردی از قبلی کسب در آمد، ارتقا سلامتی و یا برعکس، از دست دادن سلامتی و یا ورشکستگی یا امثال این وقایع را می بیند، آنها را به قانون جذب نسبت داده و به گونه ای تفسیر می کند که از باورهای موجود او پشتیبانی می کند.
  • شخص دیگری بنام علی را در نظر بگیرید که به طور مطلق با چنین قانونی مخالف است و فرضیه های مختلفی در رد این باور دارد. باور های او آنقدر در رد این قانون، محکم است که حتی موارد مثبتی که در قانون جذب به آنها اشاره شده را هم رد می کند. مواردی از قبیل شکرگزاری، تاثیر جملات تاکیدی، مراقبه و مدیتیشن، ذهن آگاهی و …. علی هم به دنبال اطلاعاتی می گردد که دیدگاه او در نفی و رد قانون جذب را به اثبات برساند.

 

این دو نفر نظرات بسیار متفاوتی در مورد یک موضوع دارند و تفسیرهایشان بر اساس اعتقاداتشان است. این دو نفر در برابر یک روایت مشترک موضع کاملا متفاوت خواهند داشت چرا که تعصب آنها نحوه درک آنها از جزئیات را شکل می دهد و ادراکات آنها بیشتر در خدمت تایید اعتقادات و باورهایشان خواهد بود.

 

ارتباطات شخصی

نمونه دیگری از سوگیری تایید را می توان در نحوه انتخاب دوستان و شرکا مشاهده کرد. ما بیشتر مجذوب افرادی می شویم که دارای اعتقادات و ارزش های مشابهی با ما هستند و با آنها دوست می شویم و کمتر با کسانی که همراه باورهای ما نیستند معاشرت می کنیم. این می تواند منجر به اثر محفظه پژواک شود، جایی که ما فقط اطلاعاتی را می شنویم که نظرات ما را تأیید می کند و هرگز نظرات ما را به چالش کشیده نمی شود.

تصمیم گیری

سوگیری تایید اغلب می تواند منجر به تصمیم گیری بد شود . به عنوان مثال، اگر متقاعد شده باشیم که یک سرمایه گذاری خاص خوب است، ممکن است علائم هشدار دهنده را نادیده بگیریم و به همین دلیل دچار زیان شویم، یا اگر قصد داریم در یک شرکت خاص شغلی پیدا کنیم، ممکن است فرصت های دیگری را که ممکن است برای ما مناسب تر باشد در نظر نگیریم.

تأثیرات سوگیری تایید

سوگیری تایید به دلیل روش طبیعی کار مغز اتفاق می افتد، بنابراین حذف آن غیرممکن است. در حالی که اغلب به عنوان یک گرایش منفی که منطق و تصمیمات را مختل می کند مورد بحث قرار می گیرد، اما همیشه بد نیست. سوگیری تایید می تواند به طور قابل توجهی بر زندگی ما تأثیر مثبت و منفی بگذارد. از جنبه مثبت، می تواند به ما کمک کند تا به باورها و ارزش های خود اطمینان داشته باشیم و به ما احساس اطمینان و امنیت بدهد.

اما متأسفانه، این نوع سوگیری می تواند ما را از نگاه عینی و واقعی به موقعیت ها باز دارد. همچنین می تواند بر تصمیمات ما تأثیر بگذارد و منجر به انتخاب های ضعیف یا اشتباه شود.

برای مثال، در طول یک فصل انتخابات، مردم تمایل دارند به دنبال اطلاعات مثبتی باشند که نامزدهای مورد علاقه آنها را به خوبی نشان دهد. آنها همچنین به دنبال اطلاعاتی خواهند بود که نامزد مخالف را در نور منفی قرار دهد، ولی با جستجو نکردن حقایق عینی، تفسیر اطلاعات به گونه‌ای خواهد بود که فقط از باورهای موجود آنها پشتیبانی می‌کند و به خاطر سپردن جزئیاتی که این باورها را تأیید می‌کند، اغلب اطلاعات مهم را از دست می‌دهند. این جزئیات و حقایق ممکن است بر تصمیم آنها در مورد حمایت از نامزد تأثیر بگذارد.

چگونه بر سوگیری تایید غلبه کنیم

چند راه مختلف وجود دارد که می توانیم برای غلبه بر سوگیری تایید تلاش کنیم:

  • مراقب علائمی باشید که ممکن است قربانی آن شوید. این شامل آگاهی از سوگیری های شخصی شما و اینکه چگونه ممکن است بر تصمیم گیری شما تأثیر بگذارد، می شود.
  • به جای شواهدی که نظرات شما را تایید می کند، تمام شواهد موجود را در نظر بگیرید.
  • به دنبال دیدگاه های مختلف، به خصوص از دیدگاه کسانی باشید که دیدگاه های مخالف دارند.
  • مایل باشید نظر خود را با توجه به شواهد جدید تغییر دهید، حتی اگر این به معنای به روز رسانی یا حتی تغییر باورهای فعلی باشد.

نتیجه گیری

متأسفانه، همه ما به درجات مختلف به سوگیری تأیید مبتلا هستیم. حتی اگر فکر کنید که ذهن بسیار باز و گشوده ای دارید و قبل از نتیجه گیری فقط حقایق را مشاهده می کنید تا اندازه ای از این سوگیری در امان نخواهید بود، احتمالاً برخی سوگیری ها نظر شما را شکل می دهد. مبارزه با این تمایل طبیعی بسیار دشوار است.

با این حال اگر نشانه های سوگیری تأیید را بدانیم و این واقعیت را بپذیریم که وجود دارد، می‌توانیم تلاش کنیم تا با کنجکاوی در مورد دیدگاه‌های مخالف و گوش دادن به آنچه دیگران می‌گویند و چرا آن را تشخیص دهیم. این می تواند به ما کمک کند تا مسائل و باورها را از منظر دیگری بهتر ببینیم، اگرچه هنوز باید از گذر از سوگیری تایید خود آگاه باشیم.

 

سید مسعود علوی پور

اثر هاله ای چیست؟

اثر هاله ای چیست؟

اثر هاله ای چیست و چگونه بر قضاوت و تصمیم گیری های شما تاثیر می گذارد؟ با مطالعه این مطلب، این سوگیری مهم را بهتر خواهیم شناخت و با شناسایی مصداق های آن کمتر در دام این سوگیری گرفتار خواهیم شد. پس با ادامه مطلب در مدرسه ذهن آگاهی در وب سایت علوی پور با من همراه باشید.

اثر هاله یکی از سوگیری‌های شناختی است که در آن، تصور کلی ما از یک شخص بر احساس و تفکر ما در مورد شخصیت او تأثیر می‌گذارد. به عنوان مثال، اگر تصور کلی شما از یک فرد بر مبنای(“او خوب است!”) باشد بر ارزیابی شما از ویژگی‌های خاص آن شخص تأثیر می‌گذارد (“او باهوش هم است!”). هر ویژگی موجود، می‌تواند به نحوه درک افراد از سایر جنبه‌های آن شخص نیز منتقل شود، به عنوان مثال فردی که به عنوان خوش قلب شناخته می‌شود، به طور خودکار به عنوان فردی با صفات دیگر همانند دوست‌دشتنی، مهربان و غیره، درنظر گرفته می‌شود.

اثر هاله ای به عنوان یک سوگیری شناختی، بر انتخابات و تصمیمات ما تأثیر می‌گذارد. به عنوان مثال، زمانی که یک شخص در یک مصاحبه کاری برای کاری جدید مورد بررسی قرار می‌گیرد، در صورتی که اولین احساس ما از وی، احساس مثبت بوده باشد، این تصور کلی مثبت در ذهن ما باقی می‌ماند و ما به راحتی ممکن است در مورد ویژگی‌های دیگر او پوچ فکر کنیم، ولی اگر احساس اولیه ما منفی باشد، این تصور کلی منفی همچنان در ذهن ما باقی می‌ماند و ممکن است منجر به تجزیه و تحلیل دقیق‌تر شخصیت او شود.

این پدیده همچنین بر جمعیت به‌طور کلی هم تأثیر دارد. به عنوان مثال، اگر گروهی از افراد به عنوان فقرا شناخته شده باشند، احتمالاً تصور کلی آن‌ها برای بسیاری از افراد منفی خواهد بود، در نتیجه این افراد ممکن است با رفتارهای منفی بیشتری مواجه شوند و یا بر عکس، اگر گروهی به عنوان افراد ثر.تمند شناخته شده باشند، افراد ممکن است به آن‌ها بیشتر احترام بگذارند و رفتارهای مثبت بیشتری به نسبت به آن‌ها از خود نشان دهند.

در کل، اثر هاله ای یک پدیده شناختی است که بر تصمیمات و رفتارهای ما و نظرات ما در مورد شخصیت‌ها تأثیر می‌گذارد. درک این پدیده و اینکه چگونه آن به کیفیت تصمیمات ما تأثیر می‌گذارد، می‌تواند به عنوان یک ابزار کاربردی در زندگی شخصی و حرفه‌ای ما مفید باشد.

یک مثال عالی از اثر هاله در عمل، برداشت کلی ما از افراد مشهور است. اکثر مردم آنها را جذاب، موفق و اغلب دوست‌داشتنی می‌دانند، بنابراین تمایل دارند که آنها را باهوش، مهربان و بامزه نیز ببینند.

اثر هاله ای یا Halo Effect چیست؟

گاهی اوقات از سوگیری شناختی هاله ای به عنوان «کلیشه جذابیت فیزیکی» و «آنچه زیباست خوب است» نیز یاد می شود. ظاهر فیزیکی اغلب بخش عمده ای از اثر هاله است. افرادی که جذاب تلقی می شوند، در سایر ویژگی های مثبت نیز رتبه بالاتری کسب می کنند.

با این حال، این تأثیر فقط بر ادراک ما از افراد بر اساس جذابیت آنها تأثیر نمی گذارد. همچنین می تواند ویژگی های دیگر را نیز در بر گیرد. برای مثال، افرادی که اجتماعی یا مهربان هستند، ممکن است در نظر ما یا دیگران دوست داشتنی تر و باهوش تر دیده شوند. اثر هاله باعث می شود که ادراک یک کیفیت منجر به قضاوت مغرضانه در مورد کیفیت های دیگر شود.

این سوگیری به این دلیل هاله ای نام گذاری شد به خاطر اینکه وقتی کسی را تحت یک هاله در نظر میگیریم، انگار تمام وجوه آن فرد تحت نورانیت هاله ای قرار گرفته است. این هاله ایجاد شده توسط ادراک فریب خورده ما، تمامی ویژگی های دیگر فرد را هم به همان شیوه پوشش می دهد.

به عنوان مثال، اگر یک شخصی را با شخصیت روشن، دوست‌داشتنی و خوش‌قلب ملاقات کنید، مثل ین است که یک هاله از زیبایی و شادمانی را دور آن شخص مشاهده کنید. این به این معناست که درک شما از شخصیت وی، تاثیر خود را بر روی ادراک شما دارد. بنابر این هاله می‌تواند بر دیدگاه و طرز تفکر ما نیز تاثیر بگذارد.

همچنین باید گفت که هاله می‌تواند به دلیل نوعی انتخاب ناخودآگاه ما در ذهن تشکیل شود. ما ممکن است به دنبال یافتن ویژگی‌های خاصی در افراد و اشیاء و حتی مکان ها بگردیم و با پیدا کردن آنها، هاله‌ای را در پیرامون آنها شکل دهیم.

در نهایت، هاله می‌تواند به ما القا کند که افراد و اشیاء را بصورتی کاملاً جدید و متفاوت با واقعیت درک کنیم، با امید به اینکه از این تجربه‌ها به صورت احساسات مثبت بهره‌مند شویم. بنابراین، هاله یک نشانه از تاثیر ادراکی است که در ذهن ما ایجاد می‌شود و اغلب می‌تواند به ما اطلاعاتی متفاوت و شاید اشتباه درباره دنیای پیرامونمان ارائه دهد

 

در هنر مذهبی، هاله ای اغلب بر سر یک قدیس به تصویر کشیده می شود که فرد را در نور آسمانی غسل می دهد تا نشان دهد که آن شخص خوب است.

تاریخچه اثر هاله ای

ادوارد ثورندایک روانشناس آمریکایی اولین بار این اصطلاح را در مقاله ای در سال 1920 با عنوان “خطای ثابت در رتبه بندی های روانشناختی” ابداع کرد. در آزمایشی که در مقاله توضیح داده شد، ثورندایک از افسران فرمانده ارتش خواست تا ویژگی‌های مختلف سربازان زیردست خود را ارزیابی کنند. این ویژگی ها شامل مواردی مانند رهبری، ظاهر فیزیکی، هوش، وفاداری و قابل اعتماد بودن بود.

هدف ثورندایک تعیین این بود که چگونه رتبه‌بندی‌های یک کیفیت با ارزیابی سایر ویژگی‌ها همراه است. او دریافت که رتبه‌بندی بالای یک کیفیت خاص با رتبه‌بندی بالای سایر ویژگی‌ها مرتبط است، در حالی که رتبه‌بندی‌های منفی یک کیفیت خاص منجر به رتبه‌بندی پایین‌تر سایر ویژگی‌ها می‌شود.

ثورندایک می‌نویسد: «همبستگی‌ها خیلی زیاد و یکنواخت بودند. به عنوان مثال، برای سه رتبه‌دهنده بعدی که مورد مطالعه قرار گرفتند، میانگین همبستگی فیزیک با هوش 0.31، برای فیزیک با رهبری، 0.39، و برای فیزیک با شخصیت، 0.28 است.

پس چرا برداشت های کلی ما از یک شخص این هاله را ایجاد می کند که بر ارزیابی ما از ویژگی های خاص تأثیر می گذارد؟ محققان دریافته اند که جذابیت یکی از عواملی است که می تواند نقش داشته باشد.

چندین مطالعه مختلف نشان داده‌اند که وقتی افراد را خوش‌تیپ ارزیابی می‌کنیم، به این باور می‌رسیم که آنها ویژگی‌های شخصیتی مثبتی دارند و باهوش‌تر هستند.  حتی یک مطالعه نشان داد که در جریان دادرسی پرونده های قضایی، اعضای هیئت منصفه معتقد بودند که افراد جذاب کمتر درد معرض ارتکاب رفتار مجرمانه هستند.

با این حال، این کلیشه جذابیت می تواند یک شمشیر دولبه نیز باشد. مطالعات دیگر نشان داده‌اند که در حالی که افراد بیشتر به افراد جذاب ویژگی‌های مثبت نسبت می‌دهند، اما احتمال بیشتری دارد که معتقد باشند افراد خوش‌قیافه بی‌هدف، ناصادق هستند و احتمالاً از جذابیت خود برای دستکاری ذهن دیگران استفاده می‌کنند.

تاثیرات سوگیری شناختی اثر هاله ای

اثر هاله ای ممکن است بر تعدادی از تنظیمات دنیای واقعی تأثیر بگذارد که در ادامه شرح داده خواهد شد.

در آموزش

تحقیقات نشان داده است که اثر هاله ممکن است در محیط های آموزشی نقش داشته باشد. معلمان ممکن است بر اساس ادراک از جذابیت با دانش آموزان متفاوت تعامل داشته باشند. برای مثال، تحقیقات قدیمی‌تر نشان می‌دهد که معلمان انتظارات بهتری از بچه‌ها دارند که از نظر آنها جذاب‌تر هستند.

مطالعه دیگری که سوابق تحصیلی بیش از 4500 دانش آموز را مورد بررسی قرار داد. سپس یک گروه 28 نفری به جذابیت دانش‌آموزان (بر اساس عکس کارت دانشجویی) در مقیاس 1 (بسیار غیرجذاب) تا 10 (بسیار جذاب) رتبه‌بندی کردند. سپس دانش آموزان بر اساس این ارزیابی های جذابیت به سه  گروه تقسیم شدند: زیر متوسط، متوسط ​​و بالاتر از متوسط.

سپس محققان نمرات دانش‌آموزان را بین کلاس‌هایی که حضوری برگزار می شدند و کلاس‌هایی که به صورت آنلاین برگزار می‌شدند مقایسه کردند. محققان دریافتند دانش‌آموزانی که از نظر ظاهری بالاتر از میانگین رتبه‌بندی شده‌اند، در دوره‌های آنلاین به‌طور قابل‌توجهی نمرات کمتری نسبت به کلاس‌های حضوری خود کسب کرده‌اند.

اثر هاله می‌تواند بر نحوه رفتار معلمان با دانش‌آموزان تأثیر بگذارد، اما همچنین می‌تواند بر نحوه درک دانش‌آموزان از معلمان تأثیر بگذارد. در یک مطالعه، محققان دریافتند که وقتی یک مربی صمیمی و دوستانه دیده می‌شود، دانش‌آموزان او را جذاب‌تر، جذاب‌تر و دوست‌داشتنی‌تر ارزیابی می‌کنند.

در محل کار

روش‌های مختلفی وجود دارد که اثر هاله می‌تواند بر ادراک دیگران در محیط کار تأثیر بگذارد. برای مثال، کارشناسان پیشنهاد می‌کنند که اثر هاله‌ای یکی از رایج‌ترین سوگیری‌هایی است که بر ارزیابی و بررسی عملکرد تأثیر می‌گذارد. سرپرستان ممکن است زیردستان را بر اساس ادراک یک ویژگی واحد به جای کل عملکرد و مشارکت آنها ارزیابی کنند. برای مثال، اشتیاق یا نگرش مثبت یک کارگر یا کارمند ممکن است کمبود دانش یا مهارت او را تحت الشعاع قرار دهد و باعث شود همکاران بیش از آنچه عملکرد واقعی آنها توجیه می کند به آنها امتیاز دهند.

اثر هاله ای همچنین می تواند بر درآمد تأثیر بگذارد. یک مطالعه منتشر شده در مجله روانشناسی اقتصادی نشان داد که به طور متوسط، پیشخدمت های جذاب رستوران ها سالانه تقریباً 1200 دلار بیشتر از همتایان غیرجذاب خود درآمد کسب می کنند.

مطالعه دیگری نشان داد که جذابیت فیزیکی نه تنها بر اعتماد به نفس افراد بلکه بر درآمد کلی و رفاه مالی آنها نیز تأثیر مثبت دارد.

متقاضیان کار نیز احتمالاً تأثیر اثر هاله را احساس می کنند. اگر کارفرمای بالقوه، متقاضی را جذاب یا دوست‌داشتنی بداند، به احتمال زیاد او را باهوش، شایسته و واجد شرایط ارزیابی می‌کند.

در بازاریابی

بازاریابان باهوش از اثر هاله ای برای فروش محصولات و خدمات استفاده می کنند. هنگامی که یک فرد مشهور یک کالا یا خدمات خاص را تایید می کند، ارزیابی های مثبت ما از آن فرد می تواند به برداشت ما از محصول معرفی شده نیز سرایت کند.

اثر هاله ای معکوس (اثر شاخ)

همانطور که از نام آن پیداست، اثر هاله معکوس زمانی اتفاق می‌افتد که شخص دیگری را بر اساس تنها یک ویژگی شناخته شده به صورت منفی قضاوت کند. این ویژگی واحد، همه ویژگی های دیگر را برای کسی که اثر هاله معکوس را تجربه می کند، پررنگ می کند. برای مثال، شخصی ممکن است تصور کند که فردی که به نظر او غیرجذاب است، نامهربان نیز باشد.

اثر هاله معکوس، پدیده ای است که زمانی رخ می دهد که فردی بر اساس یک ویژگی خاص، شخص دیگری را به صورت منفی قضاوت کند. این ویژگی واحد، می تواند تمامی ویژگی های دیگر فرد را برای شخصی که این اثر را تجربه می کند، پوشش دهد و او را متقاعد کند که فرد مورد نظر از هر نظر نامطلوب است. اثر هاله معکوس در واقع یک تعامل اجتماعی نامطلوب است و می تواند به دلیل تأثیرات بالقوه اش، شکل گرفتن نظرات ناروشن درمورد فردی که قبلاً مورد قبول بوده، نتایج منفی را ایجاد کند.

نتیجه گیری

با توجه به آنچه که آموختیم، دفعه بعد که سعی می‌کنید فرد دیگری را ارزیابی یا قضاوت کنید، مثلا در مورد تصمیم‌گیری در باره اینکه به کدام کاندیدای سیاسی رای دهید یا کدام فیلم را در جمعه شب ببینید، در نظر بگیرید که چگونه برداشت کلی شما از او ممکن است بر ارزیابی شما از ویژگی‌های دیگر تأثیر بگذارد.

آیا تصور شما از یک کاندیدا که سخنران عمومی خوبی هم است باعث می شود احساس کنید که آنها نیز باهوش، مهربان و سخت کوش هستند؟ آیا فکر کردن به اینکه یک بازیگر خاص خوش تیپ است شما را نیز به این فکر می‌رساند که در بقیه ویژگی های مثبت هم سرآمد و شاخص است؟

البته، آگاهی از اثر هاله هنوز نمی تواند به راحتی از تأثیر آن بر ادراک و تصمیمات ما جلوگیری کند. اثر هاله  ای تنها یکی از بسیاری از سوگیری‌هایی است که به افراد اجازه می‌دهد تصمیمات فوری بگیرند، اما کماکان و در بسیاری از موارد تاثیر گذار، در قضاوت های اشتباه نقش دارد.

 

 

سید مسعود علوی پور

سوگیری پس بینی: چرا انتخاب های وحشتناکی برای زندگی انجام می دهید؟

سوگیری پس بینی چیست؟

سوگیری پس‌بینی از آن دسته خطاهای شناختی است که زمانی اتفاق می‌افتد که مردم احساس می‌کنند «از قبل آن را می‌دانستند» – یعنی زمانی که معتقدند یک رویداد پس از شناخته شدن قابل پیش‌بینی‌تر از قبل از شناخته شدن است این سوگیری اتفاق می افتد.

به عبارت دیگر، هنگامی که به یک رویداد پس از وقوع آن نگاه می کنیم، دانستن آن نتیجه بر درک ما از رویدادهای منتهی به آن تأثیر می گذارد.

ما سوگیری پس‌بینی را تجربه می‌کنیم زیرا مغز ما دائماً در تلاش است تا جهان را درک کند. برای انجام این کار، ما دائماً علل و معلول‌ها را به هم متصل می‌کنیم، زنجیره‌هایی از رویدادها را به هم وصل می‌کنیم. درک علت و معلول یک مهارت ضروری برای بقا است، اما وقتی تسلیم سوگیری های گذشته می شویم، آن توضیحات را بیش از حد ساده می کنیم. ما رویدادهای غیرقابل پیش بینی را آشکار می بینیم. ما در نهایت به این فکر می کنیم: «من همیشه این را می دانستم».

همانطور که رادیولوژیست‌ها زمانی که می‌دانستند مشکلی در عکس‌برداری با اشعه ایکس بیمار وجود دارد، بیشتر احتمال دارد که بدخیمی را تشخیص دهند، ما اجازه می‌دهیم که دانش ما از زمان حال بر تفسیر ما از گذشته هر روز زندگی‌مان تأثیر بگذارد.

نمونه هایی از سوگیری پس بینی (Hindsight Bias)

در سال 2000، یک مرد 69 ساله شروع به تجربه سرفه مداوم، ناراحتی قفسه سینه و کاهش وزن کرد. پزشک معالج او رادیوگرافی قفسه سینه او را برای شناسایی ریشه مشکل توصیه کرد که نشان دهنده یک تومور بزرگ بود. بیوپسی بدترین موارد را تایید کرد: تیمومای بدخیم، سرطانی که بین ریه‌ها پنهان شده و بدن بیمار را از داخل به بیرون مصرف می‌کند . اگرچه تومور سال‌ها در حال رشد بود، اگر درمان نشود، این مرد در عرض 16 ماه بر اثر این بیماری می‌میرد.

مرد شوکه شده تلاش کرد تا بفهمد چطور ممکن است این اتفاق بیفتد. سه سال و نیم قبل، او همان رادیوگرافی قفسه سینه را به عنوان بخشی از یک معاینه معمول انجام داده بود. رادیولوژیست که معاینه اصلی را انجام داد هیچ چیز غیرعادی پیدا نکرد. اکنون به دلیل نتایج بد آزمایش، زمان کمی برای درمان وجود داشت.

بیمار تصمیم گرفت از دکتری که تومور را از دست داده شکایت کند.

در این کارآزمایی، وکیل بیمار عکس‌های اولیه را به رادیولوژیست‌های دیگر نشان داد که برای شناسایی تومور مشکلی نداشتند. آنجا بود. پزشکان تایید کردند؛ همه آنها می توانستند آن را ببینند. پزشکان توافق کردند که بیمار یک مورد واضح از قصور پزشکی را متحمل شده است.

وکیل رادیولوژیست با دفاع از موکل خود مدعی شد که رادیولوژیست های دیگر فقط سرطان را تشخیص داده اند زیرا از قبل می دانستند باید به دنبال چه چیزی بگردند. به هر حال، چرا در غیر این صورت یک وکیل از پزشکان بخواهد که یک عکس رادیوگرافی مجدد انجام دهند؟

وکیل او ادعا کرد که رادیولوژیست بی گناه است، زیرا بدون اینکه بداند چیزی برای یافتن در اسکن ها وجود دارد، تشخیص معقولی داده است. فقط در گذشته بود که سرطان به راحتی قابل تشخیص بود. به نظرات رادیولوژیست های دیگر نمی توان اعتماد کرد زیرا آنها تسلیم “سوگیری پس ینی” شده بودند.

هیئت منصفه باید تصمیم می گرفت که آیا رادیولوژیست را بر اساس میزانی که آنها به نفع آینده نگری نسبت می دهند محکوم کنند یا خیر. آیا سرطان به همان اندازه آشکار و رادیولوژیست به همان اندازه که اکنون به نظر می رسید بی کفایت بود؟ یا دانستن نتیجه باعث می شود که رادیولوژیست به خاطر تماس اشتباه سرزنش نشود؟

سوگیری پس بینی بر درک ما از انواع رویدادهای زندگی تأثیر می گذارد:
  • یک سرمایه گذار ممکن است فکر کند: «البته بازار سهام امسال سقوط کرد. می‌دانستم که می‌شود!» علیرغم اینکه وقتی فرصتی وجود داشت فروخته نشده بود.
  • یک دختر تولد ناامید ممکن است به مهمانان مهمانی خود بگوید: «فقط می‌دانستم در روز تولدم باران خواهد بارید»، حتی اگر هیچ راهی وجود نداشته باشد که بتواند آب و هوا را پیش‌بینی کند.
  • یک طرفدار تیم ورزشی ممکن است با اطمینان ادعا کند، “من همیشه می دانستم که تیم من امسال قهرمان خواهد شد”، در حالی که او حتی نمی دانست چه که زمانی فصل شروع شد.

وجه اشتراک این سه مثال، گرایش به قطعیت دیدن گذشته است، اما تنها پس از واقعیت.

با این حال، سوگیری پس بینی فقط مربوط به گذشته نیست. با دستکاری در نحوه تصمیم گیری برای آینده، بیشترین آسیب را به ما وارد می کند.

چگونه سوگیری پس بینی شما را فریب می‌دهد تا انتخاب‌های وحشتناکی برای زندگی داشته باشید

هنگامی که ما تفکر خود را که قبل از یک نتیجه است، اشتباه تفسیر می کنیم، می تواند قضاوت های ما را برای پیش بینی های آینده دچار سوگیری کند.

نیل روز، استاد بازاریابی در دانشکده مدیریت کلوگ در دانشگاه نورث وسترن می گوید: “نکته مهمی که باید در مورد سوگیری پس‌بینی بدانید این است که نه تنها نحوه دیدن شما از جهان را تغییر می‌دهد، بلکه چگونه خود را در آن می‌بینید. شما شروع به فکر کردن می کنید: “هی، من خوبم. من واقعاً در فهمیدن اینکه قرار است چه اتفاقی بیفتد خوب هستم.’ شما شروع می کنید به نتایجی که اجتناب ناپذیر بودند.

به عنوان مثال، زمانی که سرمایه گذاران با خارج نشدن از بازار سهام قبل از سقوط سوختند، ممکن است از بازگشت به بازارها اجتناب کنند، حتی زمانی که منطقاً بدانند این کار درستی است. با تحریف گذشته به روایتی که می‌دانست بازار در تمام مدت سقوط می‌کند، حتی اگر این کار را نکرد، ممکن است سرمایه‌گذار به شهود نادرست او گوش دهد و دوباره بسوزد.

گر احساس می‌کنید که همیشه آن را می‌دانستید، به این معنی است که برای بررسی اینکه چرا چیزی واقعاً اتفاق افتاده است، دست نخواهید کشید . اغلب سخت است که تصمیم گیرندگان با تجربه را متقاعد کنیم که ممکن است طعمه سوگیری های گذشته شوند. یکی از راه‌هایی که این تفسیر نادرست اتفاق می‌افتد، این است که فرض کنیم دلایل رویدادهای گذشته بسیار ساده‌تر از آنچه بوده‌اند، بوده‌اند. کاتلین وهس، دانشمند علوم اجتماعی در دانشکده مدیریت کارلسون دانشگاه مینه‌سوتا، دریافت که پیامدهای این سوگیری شامل «توجه نزدیک‌بینانه به یک درک علی واحد از گذشته (به نادیده گرفتن سایر توضیحات معقول) است .”

این همچنین می تواند منجر به نسبت دادن نادرست سرزنش یا اعتبار برای یک نتیجه شود. توضیحات بیش از حد ساده‌گرایانه گذشته، تشخیص درست یا نادرست پیامدها را برای افراد آسان‌تر می‌کند.

تخصیص نادرست اعتبار نیز می تواند باعث تحریف تفکر شود. به گفته Vohs، توضیحات ساده‌ای که در گذشته به‌وسیله سوگیری پس‌نگر ارائه می‌شود، اعتماد بیش از حد به قطعیت قضاوت‌های فرد ایجاد می‌کند. این باعث می شود مردم فکر کنند که می توانند به گذشته نگاه کنند و چیزی را تفسیر کنند. درو بوید، مدیر اجرایی برنامه کارشناسی ارشد بازاریابی دانشگاه سینسیناتی، به بی‌بی‌سی توضیح داد ، این باعث می‌شود آنها فکر کنند که توانایی جدیدی برای پیش‌بینی دارند.

وقتی چنین توضیحات نادرستی از گذشته و پیش‌بینی‌های خودمان می‌سازیم، نمی‌توانیم یاد بگیریم و با تصمیم‌های آینده سازگار شویم. وقتی آنچه را که واقعاً اتفاق افتاده به دل نمی‌گیریم، از اشتباهات خود درس نمی‌گیریم و تمایل به تکرار آنها داریم.

چگونه سوگیری پس بینی بر برخی زمینه ها تأثیر می گذارد؟

اثرات سوگیری پس‌بینی به‌ویژه در نقاط خاصی قابل توجه است.

  • کسب و کار
  • قانون
  • دارو
  • سیاست
  • تاریخ

کسب و کار

ریچارد تالر، اقتصاددان آمریکایی برنده جایزه نوبل، معتقد است که مدیران کسب و کار ممکن است بیش از افراد در زمینه های دیگر مستعد سوگیری پس بینی باشند. در یک مطالعه، محققان 705 کارآفرین از استارت آپ های شکست خورده را مورد بررسی قرار دادند. قبل از شکست، 77.3 درصد از کارآفرینان معتقد بودند که استارتاپ آنها به یک تجارت موفق با جریان نقدی مثبت تبدیل خواهد شد. اما پس از شکست استارت‌آپ، تنها 58 درصد گفتند که در ابتدا معتقد بودند استارت‌آپ‌شان موفقیت‌آمیز خواهد بود .

چنین قطع ارتباطی، قضاوت و توانایی رهبران کسب و کار برای درس گرفتن از گذشته را مختل می کند. این باعث می شود مردم فکر کنند که می توانند به گذشته نگاه کنند و چیزی را تفسیر کنند. بوید معتقد است : این باعث می شود آنها فکر کنند که توانایی جدیدی برای پیش بینی دارند . زمانی که فکر می‌کنید چیزی که قبلاً اتفاق افتاده است، در تجارت زیاد اتفاق می‌افتد. به نظر می رسد منطقی است. اما بعد دوباره تکرار نمی شود و شما تعجب می کنید که چه اتفاقی افتاده است.

“تجار در مورد یک استراتژی تصمیم می گیرند زیرا قبلا برای آنها کار می کرد. اما شرایط در محیط بعدی متفاوت خواهد بود: وضعیت بازار متفاوت است، افراد مختلف، و این اشتباه است که فوراً فرض کنیم آنچه قبلاً کار می کرد دوباره کار می کند. این تمایل باعث می‌شود که رهبران کسب‌وکار، سرمایه‌گذاری‌های مخاطره‌آمیز و با تفکر ضعیف را بیشتر کنند.

قانون

همانطور که در دعوای رادیولوژیست که قبلا توضیح داده شد دیدید، اختلافات و مذاکرات حقوقی نیز می تواند به طور منحصر به فردی تحت تأثیر سوگیری های گذشته باشد. قضات و هیئت منصفه، با دانستن نتیجه یک موقعیت در ابتدای محاکمه، به طور منحصر به فردی در معرض ساده سازی بیش از حد سوگیری های گذشته در هنگام ارزیابی مقصر بودن جنایات هستند. جدا کردن حقایق پرونده از تاری دید ناشی از اطلاع از نتیجه بسیار دشوار است

دارو

متخصصان پزشکی نیز مستعد سوگیری پس‌بینی هستند. در یک آزمایش کلاسیک، به گروهی از پزشکان تاریخچه پزشکی بیمار با فهرستی از چهار تشخیص احتمالی داده شد و از آنها خواسته شد تا احتمال درستی هر کدام را تخمین بزنند 6 . به برخی از پزشکان – گروه “آخرین بینی” – گفته شد که یکی از چهار تشخیص درست قبل از تخمین زدن آنها بود. گروه آینده نگر تخمین‌های احتمالی بسیار بیشتری را به تشخیص‌هایی که به آنها گفته شد «درست» نسبت به بقیه آزمودنی‌ها اختصاص دادند. سوگیری بینشی به طور قابل توجهی درک آنها از علائم و علت آنها را تغییر داد.

سیاست

قضاوت سیاسی نیز با نگاه به گذشته مبهم است. وینستون چرچیل جمله معروفی دارد که “سیاست توانایی پیش‌بینی آنچه قرار است فردا، هفته آینده، ماه آینده و سال آینده اتفاق بیفتد است و داشتن این توانایی که بعداً توضیح دهید که چرا این اتفاق ها نیفتاد.” این در کارشناس سیاسی واضح است، که در آن مفسران بدون توجه به پیش‌بینی‌های قبلی خود، همیشه توضیحات دقیقی برای نتایج انتخابات یا تصمیمات قانونی دارند.

در آزمایشی که توسط روانشناسان دانشگاه لویولا در شیکاگو انجام شد، از دانشجویان خواسته شد تا احتمال محکوم شدن یا تبرئه شدن رئیس جمهور وقت بیل کلینتون در محاکمه استیضاح خود را پیش بینی کنند . آنها 22 روز و 3 روز قبل از صدور رای تخمین زدند و سپس از آنها خواسته شد که این برآوردها را 4 روز و 11 روز پس از آن به یاد بیاورند. 11 روز پس از رای تبرئه سنا، دانشجویان برآوردهای اولیه خود را حدود 10 درصد افزایش دادند، در حالی که برآوردهای آنها از آنچه یکی از دوستان حدس می زد چنین تورمی را نشان نمی داد.

کمپین های سیاسی از حساسیت رأی دهندگان به سوگیری های گذشته آگاه هستند و از آن برای به دست آوردن رأی سوء استفاده می کنند. با بهره مندی از آینده نگری، برای رای دهندگان آسان است که روایتی را ارائه دهند که نتایج خدمات یک سیاستمدار را توضیح دهد، و کمپین ها خوشحال هستند که به ایجاد آن کمک می کنند. برای مثال، اگر یک رای دهنده نوسان در انتخابات قبلی تصمیم دشواری گرفت، یک رقیب می تواند از این تعصب برای ایجاد پشیمانی «رای دهندگان» برای رئیس فعلی استفاده کند. مارک مک‌کینون، مشاور سابق رئیس‌جمهور جورج دبلیو بوش، به نیویورک تایمز گفت : «به‌عنوان رقیب، باید برخی از این رأی‌دهندگان را به خود جلب کنید». “شما باید آنها را برای پشیمانی “رای دهندگان” خود نشان دهید.”

اندیشیدن ممکن است توجیه محفوظات اولیه آنها در مورد مدیران ستاد را آسان کند و آنها را برای رای دادن به رقیب بیشتر رغبت کند. البته، این می تواند در جهت معکوس نیز عمل کند: رأی دهندگان به همان اندازه احتمال دارد که تصمیم اصلی خود را توجیه کنند، و شاید به همین دلیل است که مدیران فعلی اغلب برنده می شوند.

تاریخ

در نهایت، اجتناب از سوگیری پس‌بینی در مطالعه خود تاریخ نیز دشوار است. به گفته پروفسور نیک چتر از مدرسه بازرگانی وارویک در مصاحبه با شبکه خبری History، «با نگاهی به گذشته، اغلب فکر می‌کنیم که می‌توانیم درک کنیم که واقعاً اوضاع چگونه بوده است – مانند آنچه باعث بحران مالی سال 2008، فروپاشی کمونیسم یا جنگ جهانی اول – چون می دانیم اوضاع چگونه رقم خورد. اما اکنون می دانیم که در مورد سوگیری پس بینی باید به این “احساس درک” مشکوک باشیم. ایده ای که ما می توانیم به تاریخ نگاه کنیم و آن را درک کنیم، باید با شک و تردید نگریست.»

این به توانایی ما برای درس گرفتن از تاریخ لطمه می زند. در سال 1962، روبرتا وولشتتر، مورخ، در کتاب خود نوشت که با اشاره به حمله به پرل هاربر، «مرتب کردن سیگنال‌های مربوطه از سیگنال‌های نامربوط بعد از رویداد بسیار آسان‌تر است. البته پس از رویداد، یک سیگنال همیشه شفاف است.”

هیچ‌کس نمی‌خواهد تصور کند که اگر یک مرد سفیدپوست در جنوب آمریکا در دوران قبل از جنگ داخلی بودند، ممکن بود برده‌هایی داشته باشند. اگر در دهه 1930 در آلمان زندگی می کردیم، غیرقابل درک است که خود را نازی بدانیم. با این حال، اعمال غیر وجدانی توسط شهروندان عادی روزمره، درست مانند ما، انجام می شد.

ما نمی‌خواهیم خودمان را قادر به انجام اعمال زشت بدانیم، بنابراین برای محافظت از خود در برابر حقیقت از تعصبات گذشته استفاده می‌کنیم. ما ترجیح می‌دهیم باور کنیم که افراد بد کارهای بد انجام می‌دهند یا تقصیر را به مغز متفکر شومی مانند آدولف هیتلر می‌اندازند، اما این منطق درس‌های واقعی تاریخ را از دست می‌دهد. با امتناع از درک شرایطی که افراد خوب (مثل ما) را وادار به انجام کارهای وحشتناک کرده است، خطر درس نگرفتن و در نتیجه تکرار بالقوه اشتباهات گذشته را داریم.

تاریخچه سوگیری پس بینی

اگرچه اصطلاح سوگیری پس بینی (Hindsight Bias)، مدرن است، اما نمونه‌هایی از این نوع سوگیری برای قرن‌ها مستند شده است.

لئو تولستوی در رمان جنگ و صلح خود در سال 1867 سوگیری پسینی را به عنوان “قانون نگرش به گذشته، که باعث می شود تمام گذشته آماده ای برای رویدادهایی باشد که بعدا رخ می دهند” توصیف کرد.

سوگیری پسینی به طور رسمی در دهه 1970 نامگذاری، مستند و مورد مطالعه قرار گرفت. در سال 1975، باروخ فیشهوف، دانشجوی دکترای روانشناس برنده جایزه نوبل، دانیل کانمن ، اولین مطالعه تجربی را در مورد این مفهوم انجام داد. فیشهوف می خواست آنچه را که او فرضیه «جبر خزنده» می نامد آزمایش کند، که در آن مردم تمایل دارند نتایج را به عنوان نتایجی نسبتاً اجتناب ناپذیر درک کنند.

در این مطالعه، به شرکت کنندگان توضیحات مختصری از رویدادهای تاریخی واقعی با چهار پیامد بالقوه برای هر کدام داده شد و از آنها خواسته شد تا احتمال واقعی بودن هر پیامد را پیش بینی کنند. با این حال، به برخی از شرکت‌کنندگان گفته شد که یکی از گزینه‌ها نتیجه واقعی از قبل است (اگرچه پاسخ داده شده همیشه پاسخ صحیح نبود). سپس از آنها خواسته شد به گونه ای پاسخ دهند که گویی پاسخ داده نشده است.

نتایج، فرضیه فیشوف را تایید کرد. هنگامی که از قبل نتیجه “واقعی” داده می شد، شرکت کنندگان به طور قابل توجهی احتمال بیشتری داشتند که آن را اجتناب ناپذیر ببینند. علاوه بر این، هنگامی که از آنها خواسته شد دلیل پشت انتخاب های خود را توضیح دهند، آنها بر نقاط داده ای که از نتیجه انتخابی حمایت می کنند به عنوان مرتبط ترین تأکید کردند. آنها که از قبل پاسخ داده شده بودند، هم به انتخاب خود اطمینان بیشتری داشتند و هم از اطلاعات تأیید کننده آن آگاهی بیشتری داشتند.

فیشوف به این نتیجه رسید که جبرگرایی خزنده نه تنها برداشت آنها را از آنچه که بدون آگاهی از نتیجه می دانستند، مغرضانه می کند، بلکه برداشت آنها از آنچه خود و دیگران واقعاً در آینده نگری می دانستند، مغرضانه می کند.

در دهه‌های پس از مطالعه اولیه فیشوف، محققان آزمایش‌های بیشتری را انجام داده‌اند که سوگیری پس‌بینی را به روش‌های مختلف مستند می‌کنند. سوگیری در طیف وسیعی از انواع وظایف، مانند قضاوت های اطمینان در نتیجه رویدادها، انتخاب بین گزینه ها، و تخمین مقادیر یافت شده است . همچنین در گستره وسیعی از حوزه های دانش، از جمله رویدادهای سیاسی 9 ، تشخیص پزشکی 10 ، نتایج آزمایش های علمی 11 ، تصمیمات اقتصادی 12 حافظه زندگی نامه ای 13 ، و دانش عمومی 14 ، مستند شده است .

در یک متاآنالیز در سال 1991 از مطالعات سوگیری پس‌بینی که توسط Jay JJ Christensen-Szalanski و Cynthia Fobian Willham انجام شد، آنها دریافتند که اثرات سوگیری پس‌بینی از نظر آماری در سراسر یافته‌ها قوی است، و نتیجه گرفتند که این سوگیری قوی است و حذف آن دشوار است .

چرا ما سوگیری پس بینی داریم؟

عواقب سوگیری پس بینی روشن است. چیزی که کمتر واضح است این است که چرا ما در وهله اول اینقدر مستعد آن هستیم. چرا باید به طور طبیعی تاریخ را بازنویسی کنیم در حالی که می تواند چنین تأثیرات منفی بر یادگیری و تصمیم گیری ما داشته باشد؟

مانند بسیاری از سوگیری های شناختی، نتیجه فرآیندهای ذهنی است که در بسیاری از موقعیت ها به خوبی کار می کند، اما در موقعیت های دیگر نتیجه معکوس می دهد. برای درک دلیل، ابتدا باید با آن دسته از فرآیندهایی آشنا شویم که با هم ترکیب می شوند و سوگیری پس بینی ایجاد می کنند.

به عنوان مثال، ما به طور طبیعی به اطلاعاتی تکیه می کنیم که به راحتی قابل یادآوری است، نه مرتبط ترین یا دقیق ترین. به عنوان مثال، ترس ما از پرواز اغلب پس از شنیدن یک سقوط در اخبار افزایش می یابد، حتی اگر خطر آماری تغییری نداشته باشد. واضح بودن و تازگی حافظه سنگین تر از داده های عینی است. هنگامی که نتیجه ای را می دانیم، خاطراتی را که با نتیجه مطابقت دارند راحت تر از آنهایی که با آن در تضاد هستند، بازیابی می کنیم.

ما همچنین اغلب به توانایی های خود بیش از حد اعتماد داریم. به عنوان مثال، 93% از آمریکایی ها خود را بهتر از رانندگان متوسط ​​ارزیابی می کنند. اعتماد به نفس بیش از حد ما را به ایجاد تصویری زیباتر از آنچه که شایسته آن هستیم، سوق می دهد. بنابراین، طبیعی است که به تفاسیر خود از رویدادها به‌عنوان پیش‌بینی‌کننده‌های آشکار یک نتیجه با بهره‌مندی از آینده نگری، نگاهی به گذشته داشته باشیم.

اثر لنگر یکی دیگر از مولفه های سوگیری پس بینی است. لنگر به تمایل ذهنی ما برای چسباندن به هر اطلاعات موجود به عنوان نقطه مرجع برای تفسیر و عمل، صرف نظر از ارتباط آن اشاره دارد. هنگامی که نتیجه ای را می دانیم، هنگام در نظر گرفتن رویدادهای قبلی، به طور طبیعی به آن لنگر می اندازیم. در بیشتر موارد، ما نمی توانیم کمکی به آن کنیم. در یک مطالعه، محققان از شرکت کنندگان خواستند که دو رقم آخر شماره تامین اجتماعی خود را یادداشت کنند، سپس بیان کنند که آیا مبلغ معادل آن عدد را به دلار برای انواع کالاهای مصرفی پرداخت می کنند یا خیر. شرکت‌کنندگانی که تعداد آنها بیشتر بود، مایل بودند قیمت‌های بالاتری برای اقلام بپردازند. برای بالاترین اعداد، قیمت ها با ضریب سه بالاتر بود. آنها به اعداد دلخواه متصل بودند، علیرغم اینکه هیچ ارتباط واقعی با ارزش محصولات نداشتند.

این سوگیری ها با هم برای سوگیری آینده نگری کار می کنند. لنگر نتیجه احتمالاً منجر به سهولت یادآوری نقاط داده همزمان از طریق اکتشافی  در دسترس شود . سپس، اعتماد به نفس بیش از حد، داستان این است که چگونه از ابتدا همه چیز را می دانستیم.

فراتر از این تعصبات، نحوه مشاهده جهان به گرایش ما کمک می کند.

چرا که مغز ما برای یافتن الگوها تکامل یافته است، حتی زمانی که هیچ الگویی وجود نداشته باشد. به عنوان مثال، توانایی پر کردن فضاهای خالی بین قطعات مختلف اطلاعات، تشخیص و دوری از شکارچیان را برای انسان آسان‌تر می‌کند و یک مزیت تکاملی بزرگ ایجاد می‌کند.

مارک ماتسون، عصب شناس جانز هاپکینز، در مقاله ای در سایت روانشناسی امروز نوشت: «پردازش الگوی برتر جوهره مغز تکامل یافته انسان است . این بنای اساسی اگر نگوییم همه، بیشتر ویژگی‌های منحصربه‌فرد مغز انسان از جمله هوش، زبان، تخیل، اختراع و اعتقاد به موجودات خیالی مانند ارواح و خدایان را تشکیل داده است.».

موفقیت در تشخیص الگو همچنین می تواند به جبران بیش از حد منجر شود. همان فرآیندهای ذهنی که به بقای بدوی کمک می کند به پرورش تئوری های توطئه کمک می کند. وقتی رویدادی را مشاهده می‌کنیم، به احتمال زیاد تصور می‌کنیم که نتیجه یک سری رویدادهای عمدی است تا تصادفی. به این خطای انتساب بنیادی ، یا تمایل ما به ترجیح دادن تبیین های موضعی به توضیحات موقعیتی گفته می شود. به طور مشابه، همسویی وقایع گذشته با یک نتیجه شناخته شده، روایتی منظم و قابل درک را ایجاد می کند .

جدای از شناخت الگوها، ذهن نیز با فرآیند تفکر تطبیقی ​​طراحی شده است که با دریافت اطلاعات جدید، ادراک را تغییر می دهد. همانطور که ما اطلاعات جدید دریافت می کنیم، ذهن ما به طور طبیعی درک خود را از دنیای اطرافمان دوباره تنظیم می کند.

برخی از محققان استدلال می‌کنند که سوگیری پس‌بینی صرفاً یکی از ویژگی‌های آن فرآیند تطبیقی ​​است (به مجموعه توهمات شناختی مراجعه کنید ). آنها معتقدند که انسان ها به طور طبیعی متفکرانی تکراری هستند که با دریافت اطلاعات جدید، پیشینیان ما را به روز می کنند، بنابراین بدیهی است که ما ادراک خود را از گذشته با اطلاعات جدید نتایج به روز می کنیم. اثر “در تمام مدت آن را می دانستم” به سادگی محصول فرعی آن چارچوب است. از آنجایی که ما کنس های شناختی با ظرفیت ذهنی محدود هستیم، بهتر است تفسیر خود را از رویدادهای گذشته به‌روزرسانی کنیم، مانند هر چیز دیگری.

نحوه غلبه بر سوگیری پس بینی

شاید موثرترین تاکتیک برای غلبه بر تعصب پس‌بینی، مستندسازی ورودی‌های تصمیم‌ها و پیش‌بینی‌ها در حین وقوع آنها باشد، و یک سابقه واضح باقی بماند که در حافظه جانبدارانه نیست.

“مطمئن ترین محافظت در برابر تعصبات گذشته این است که خودمان را برای انجام پیش بینی های صریح انضباط کنیم و نشان دهیم که در واقع چه می دانستیم. جان اسکات آرمسترانگ، پروفسور بازاریابی در دانشگاه وارتون، می‌گوید: این سابقه همچنین می‌تواند از ما در برابر افرادی محافظت کند که معمولاً ما را حدس می‌زنند و ادعاهای اغراق‌آمیز درباره آنچه باید می‌دانستیم (و شاید باید به آن‌ها می‌گفتیم) ایجاد می‌کنند. مدرسه و سردبیر اصول پیش بینی .

بر اساس مصاحبه با مک کینزی ، ریچارد تالر نیز از این روش حمایت می کند . “یک پیشنهادی که من به دانش آموزانم می کنم …” مطالب را بنویسید.” من یک همکار دارم که می گوید، “اگر آن را یادداشت نکنی، هرگز اتفاق نیفتاده است… هر شرکتی که بتواند تمایز بین تصمیمات بد و نتایج بد را بیاموزد، پا به پای می گذارد.”

هنگام مستندسازی ورودی‌هایی که در تصمیم‌گیری انجام می‌شوند، حتماً آنها را نیز بسنجید. درو بوید به بی بی سی گفت : «ما سعی می کنیم به مردم بیاموزیم که از تفکر بیزی استفاده کنند . فرضیه توماس بیز [آماردان انگلیسی قرن هجدهم] 

 این بود که همه منابع اطلاعات را در نظر بگیریم، اما آنها را وزن کنیم: برخی اطلاعات ارزشمندتر هستند، اما همه اطلاعات دارای ارزشی هستند. این اطلاعات را به طور مناسب وزن کنید و شما تمایل دارید بهترین تصمیم را بگیرید… بر اساس آنچه که داده ها می گویند احتمالا اتفاق می افتد، تصمیم بگیرید، نه آنچه فکر می کنید قرار است اتفاق بیفتد.

برای غلبه بر  ورودی‌های تصمیم‌گیری‌ها و پیش‌بینی‌ها را در حین وقوع مستندسازی کنید، و یک سابقه واضح باقی بگذارید که در اختیار حافظه جانبدارانه نیست. #سوگیری_پسبینی

به عنوان مثال، تصمیم بگیرید که آیا در یک شرکت سرمایه گذاری کنید یا نه. ورودی های زیادی وجود دارد که در انتخاب نقش دارند: حاشیه سود، نرخ رشد، روند صنعت، جریان نقدی، قیمت سهام و غیره. هنگام تصمیم گیری، سرمایه گذار باید هر نقطه داده را مستند کند و برای هر یک وزن تعیین کند تا اهمیت درک شده آن برای نتیجه را کمی کند.

مستندسازی پیش از موعد چنین وزن‌هایی، از تاریخ تجدیدنظرطلبی که با تعصبات گذشته همراه است، اجتناب می‌کند. هنگام ارزیابی نتایجی که به درستی به این شکل مستند نشده اند، ذهن ما به طور عطف به ماسبق احتمالات را تعیین می کند. دنباله کاغذ با این تمایل مقابله می کند.

اگر اطلاعات منتهی به رویداد را مستند نکرده‌ایم، می‌توانیم «برعکس» را در نظر بگیریم. وقتی تفسیری از گذشته می‌سازید، باید آن را ورق بزنید و فکر کنید: چطور ممکن است آنطور که انتظار داشتید پیش نرود؟

هنگامی که روایت کوچک خود را در ذهن خود دارید، فکر کنید: چگونه نتیجه ممکن است در جهت دیگری پیش رود یا اصلاً رخ ندهد؟ کاتلین وهس به بی بی سی گفت. «اگر فیلمنامه را به روش‌های مختلفی به این شکل ورق بزنید، می‌توانید تعصبات گذشته را کاهش دهید.»

این همچنین به برهم زدن اعتماد به نفس بیش از حد طبیعی ما کمک می کند. وهس افزود: «هر چیزی که اعتماد مردم را در پیش‌بینی اتفاقی کاهش می‌دهد یا مسیری که در آن اتفاقی رخ خواهد داد، راه خوبی برای انجام آن است».

نتیجه گیری و جمع بندی

در مورد رادیولوژیست متهم به قصور، سوگیری از گذشته بخش اصلی استراتژی وکیل مدافع بود. او استدلال کرد که بررسی اسکن های اصلی توسط متخصصان دیگر هرگز نمی تواند دقیق باشد 19 .

یکی از کارشناسان تیم دفاعی از این دیدگاه حمایت کرد که در چنین موردی اجتناب از سوگیری پس‌بینی غیرممکن است، حتی زمانی که نمودارها بدون هیچ زمینه‌ای از پرونده نشان داده می‌شوند.

او گفت: «هرگز وکیلی برایم رادیوگرافی معمولی نیاورده است. وقتی وکیلی برای من رادیوگرافی نشان می دهد یا می فرستد، اولین و تنها سوالی که به ذهنم می رسد این است که چه چیزی در این فیلم ها از قلم افتاده است؟

کارشناسان شاکی البته خلاف این را استدلال کردند. آنها ادعا کردند که رادیوگرافی های اولیه را قبل از اینکه مطالعات بعدی را بررسی کنند و قبل از اینکه به آنها گفته شود که مرکز مورد ادعای تومور ریه از دست رفته است را بررسی کرده اند.

“اما آیا شما حدس نمی زدید که اگر یک عکس رادیوگرافی توسط یک وکیل برای بررسی به شما آورده شود، آن اشعه ایکس لزوما غیر طبیعی خواهد بود؟” وکیل مدافع پرسید. یکی از کارشناسان رادیولوژی که توسط شاکی نگهداری می شود، پاسخ داد: «به هیچ وجه. وکیل می‌تواند رادیوگرافی معمولی بیاورد.»

هیئت منصفه استدلال اخیر را خریداری کرد و رادیولوژیست متهم را که مسئول قصور بود با رای 10 به 2 رای داد و 872000 دلار به خانواده بیمار متوفی دیه داد.

تعصبات گذشته عواقب واقعی دارد. این سؤال که آینده چقدر بر تفسیر ما از گذشته تأثیر می گذارد، پیامدهای مهمی دارد. به دلیل بسیاری از فرآیندهای شناختی ما، نمی‌توانیم اجازه دهیم دانش یک نتیجه بر درک ما از رویدادهای قبل از آن تأثیر بگذارد.

با این حال، ما می توانیم این قضاوت های ماسبق را با سوابق روشن کاهش دهیم. با مستندسازی پیش‌بینی‌ها و شرایط پیرامون رویدادها، می‌توانیم درک دقیق‌تری از گذشته داشته باشیم. با این کار، بهتر می توانیم برای آینده آماده شویم.
سوگیری های شناختی چه هستند؟

سوگیری های شناختی چه هستند؟

آشنایی با سوگیری های شناختی (Cognitive Bias) یا خطاهای شناختی یکی از مهارت های ضروری است و هر شخصی برای زندگی بهتر، باید بداند که خطاهای شناختی یا سوگیری های شناختی چه هستند؟ سوگیری های شناختی خطاهای سیستماتیک در تفکر افراد هستند که می‌توانند بر تصمیمات و قضاوت های آن‌ها تأثیرگذار باشند. در واقع، سوگیری شناختی هنگامی رخ می‌دهد که افراد در حال پردازش و تفسیر اطلاعاتی هستند که از دنیای اطرافشان دریافت می‌کنند. در این فرآیند، فرد نسبت به برخی اطلاعات به صورت بی‌طرفانه ای نگران نیست و تمام تلاشش را برای تأیید یک دیدگاه خاص و یا تصویر خودش از واقعیت انجام می‌دهد.

مغز انسان بسیار قدرتمند است اما در عین حال، تحت تاثیر محدودیت‌هایی نیز قرار دارد. این محدودیت‌ها ممکن است به خاطر تلاش مغز برای ساده سازی پردازش اطلاعات باشند که به صورت شناختی و در بسیاری از موارد بدون آگاهی از این امر، به وجود می آیند. تعصبات و سوگیری ها نیز به عنوان قواعدی عمل می کنند که به شما کمک کند تا دنیا را درک کنید و با سرعت نسبی به تصمیم گیری برسید، اما همچنین می توانند مانع از دستیابی به نتایج دقیقتر و منطقی‌تر شوند.

سوگیری شناختی می‌تواند در بسیاری از جوامع و محیط های کاری، تأثیرات منفی بسیاری را بر پیشرفت و افزایش بهره وری در کار افراد داشته باشد. به طور مثال، فرض کنید یک مدیر که مدتی است تلاش بسیاری را برای رسیدن به برنامه های خود در سازمانش انجام داده، به دلیل سوگیری شناختی خود قادر به تشخیص اشتباهات خود نباشد. در این صورت، او ممکن است بدون توجه به نتایج برنامه های خود، به طور مستقیم به اهداف شخصی خود دست پیدا کند و برای سازمان تأثیرات منفی بسیاری ایجاد کند.

عوامل مختلفی که می‌توانند در ایجاد سوگیری شناختی در جوامع و محیط های کاری، وجود دارند. این عوامل می‌توانند شامل تجربیات قبلی، باورها و ارزش‌ها، کشف نشدن اشتباهات، حمایت از گروه خود و تفکر گروهی باشند. برای پیشگیری از سوگیری شناختی، باید افراد آموزش دیده شوند تا بتوانند رفتارهای خود را ارزیابی کنند و بهبود بخشند. همچنین، باید محیطی فراهم شود که برای بررسی و ارزیابی نتایج کار، اجازه داده شود تا افراد بتوانند اشتباهات خود را تشخیص داده و بهبود بخشند. این روش، بهبود کیفیت کار و افزایش بهره وری در سازمان  و همینطور شفافیت در روابط بین فردی را به همراه خواهد داشت.

  • برخی از این سوگیری ها مربوط به حافظه است. روشی که شما یک رویداد را به خاطر می آورید ممکن است به دلایلی مغرضانه باشد و به نوبه خود می تواند منجر به تفکر و تصمیم گیری مغرضانه شود.
  • سایر سوگیری های شناختی ممکن است به مشکلات توجه مرتبط باشد. از آنجایی که توجه یک منبع محدود است، مردم باید در مورد آنچه در دنیای اطراف خود به آن توجه می کنند، انتخابی باشند.

به همین دلیل، سوگیری های ظریف می توانند در نحوه دیدن و تفکر شما در مورد جهان تأثیر بگذارند.

مفهوم سوگیری شناختی برای اولین بار توسط محققین آموس تورسکی و دانیل کانمن در سال 1972 معرفی شد. از آن زمان، محققان انواع مختلفی از سوگیری ها را توصیف کرده اند که بر تصمیم گیری در طیف گسترده ای از حوزه ها از جمله رفتار اجتماعی، شناخت، اقتصاد رفتاری تأثیر می گذارد. ، آموزش، مدیریت، مراقبت های بهداشتی، تجارت و مالی.

سوگیری شناختی در مقابل مغالطه منطقی (Logical Fallacy)

بسیاری از افراد گاهی سوگیری های شناختی را با مغالطه های منطقی اشتباه می گیرند، اما این دو یکسان نیستند. یک مغالطه منطقی از یک خطا در یک استدلال منطقی ناشی می شود، در حالی که یک سوگیری شناختی ریشه در خطاهای پردازش فکر دارد که اغلب از مشکلات حافظه، توجه، اسناد و سایر اشتباهات ذهنی ناشی می شود.

نشانه های سوگیری شناختی

همه سوگیری شناختی از خود نشان می دهند. ممکن است تشخیص آن در دیگران آسان تر باشد، اما مهم است که بدانید این چیزی است که بر تفکر شما نیز تأثیر می گذارد. برخی از نشانه هایی که نشان می دهد ممکن است تحت تأثیر نوعی سوگیری شناختی قرار بگیرید عبارتند از:

  • فقط به اخباری توجه می کنید که نظرات شما را تایید می کند
  • زمانی که همه چیز مطابق میل شما پیش نمی رود به سرزنش عوامل بیرونی می پردازید
  • در نظر گرفتن اعتبار شخصی برای دستاوردهای خود، اما نسبت دادن موفقیت دیگران به شانس و بالعکس
  • فرض اینکه دیگران نظرات یا عقاید شما را به اشتراک بگذارند
  • کمی در مورد یک موضوع یاد می گیرید و بعد از آن فرض کنید که همه چیزهایی را که باید در مورد آن بدانید می دانید

وقتی در مورد دنیای اطراف خود قضاوت و تصمیم می گیرید، دوست دارید فکر کنید که بینش شما عینی، منطقی است و قادر به دریافت و ارزیابی تمام اطلاعاتی هستید که در دسترس شماست. متأسفانه، این سوگیری‌ها گاهی اوقات ما را به هم می‌ریزند که منجر به تصمیم‌های ضعیف و قضاوت‌های بد می‌شود.

انواع سوگیری شناختی

سوگیری های شناختی زیادی تا بحال کشف شده اند ولی در این مقاله چند مورد از رایج ترین انواع سوگیری های شناختی که می توانند تفکر شما را تحریف کنند، را معرفی می کنم .

  • سوگیری کنشگر-ناظر : این تمایل به نسبت دادن اعمال خود به علل بیرونی و نسبت دادن رفتارهای دیگران به علل درونی است. به عنوان مثال، سطح کلسترول بالای خود را به ژنتیک نسبت می دهید در حالی که دیگران را به دلیل رژیم غذایی نامناسب و ورزش نکردن مسبب بالا بودن کلسترولشان می دانید.
  • سوگیری لنگر : این تمایل به تکیه بیش از حد بر اولین اطلاعاتی است که یاد می گیرید. به عنوان مثال، اگر متوجه شوید که قیمت متوسط ​​یک ماشین یک مقدار مشخص است، فکر می کنید هر مقدار کمتر از آن معامله خوبی است، شاید به دنبال معاملات بهتر نباشید. می توانید از این سوگیری برای تعیین انتظارات دیگران با قرار دادن اولین اطلاعات روی میز برای بررسی استفاده کنید.
  • سوگیری توجه : این سوگیری به توجه به برخی چیزها در عین نادیده گرفتن برخی چیزهای دیگر منجر خواهد شد. به عنوان مثال، هنگام تصمیم گیری در مورد خرید خودرو، ممکن است به ظاهر و طرج بیرونی و داخلی توجه کنید، اما سابقه ایمنی و مسافت پیموده شده و میزان مصرف بنزین را نادیده بگیرید.
  • سوگیری در دسترس بودن : این به اطلاعاتی که به سرعت به ذهن شما می رسد ارزش بیشتری می دهد. شما به این اطلاعات اعتبار بیشتری می دهید و تمایل دارید که احتمال و احتمال اتفاقات مشابه در آینده را بیش از حد برآورد کنید.
  • سوگیری تایید : عبارت است از گرایش به اطلاعاتی که با باورهای موجود شما مطابقت دارد و نادیده گرفتن یا توجه کمتر به شواهدی که با باورهای شما مطابقت ندارند.
  • اثر اجماع کاذب : تمایل به بیش از حد برآورد کردن میزان توافق دیگران با شما
  • تثبیت عملکردی : تمایل به دیدن اجسام که فقط به روشی خاص کار می کنند. به عنوان مثال، اگر چکش در دسترستان نباشد، هرگز فکر نمی کنید که از یک آچار بزرگ نیز می توان برای کوبیدن میخ به دیوار استفاده کرد. یا مثلا فکر کنید چون وب سایت ندارید نمی توانید مقالات خود را منتشر کنید. این امر می‌تواند به وظایف افراد نیز بسط یابد، مانند عدم باور یک دستیار شخصی به خود برای حضور در نقش رهبری.
  • اثر هاله : تصور کلی شما از یک شخص بر احساس و تفکر شما در مورد شخصیت او تأثیر می گذارد. این به ویژه در مورد جذابیت فیزیکی که بر نحوه ارزیابی شما از سایر ویژگی های آنها تأثیر می گذارد صدق می کند.
  • اثر اطلاعات نادرست : تمایل به اطلاعات پس از رویداد برای تداخل در حافظه رویداد اصلی. آسان است که حافظه خود را تحت تأثیر آنچه در مورد رویداد از دیگران می شنوید، داشته باشید. آگاهی از این تأثیر منجر به بی اعتمادی به اطلاعات شاهدان عینی شده است.
  • سوگیری خوش بینی : این سوگیری شما را به این باور می رساند که کمتر از همتایان خود از ممشکلات رنج می برید و احتمال موفقیت شما بیشتر خواهد بود.
  • تعصب خودخواهانه : این تمایل به سرزنش نیروهای خارجی در هنگام وقوع اتفاقات بد است و به خودتان اعتبار می دهید وقتی اتفاقات خوب رخ می دهد. به عنوان مثال، زمانی که یک دست پوکر برنده می‌شوید، به دلیل مهارت خود در خواندن فکر سایر بازیکنان و داشتن شانس قلمداد می کنید، در حالی که وقتی می‌بازید، دلیلش دریافت دست ضعیف است.
  • اثر دانینگ-کروگر : این زمانی است که افرادی معتقدند که باهوش‌تر و توانمندتر از آنچه هستند هستند. درد این وضعیت، افراد نمی توانند بی کفایتی خودشان را تشخیص دهند و برای رفع آن تلاش کنند.

گاهی اوقات، سوگیری های متعدد ممکن است در تأثیرگذاری بر تصمیمات و تفکر شما نقش داشته باشد. برای مثال، ممکن است شما یک رویداد را به اشتباه به خاطر بسپارید (اثر اطلاعات نادرست) و فرض کنید که دیگران همان خاطره را که به آن صورت اتفاق نیفتاده را به اشتراک می گذارند (اثر اجماع نادرست).

علل شکل گیری سوگیری ها

اگر هنگام تصمیم گیری مجبور بودید به هر گزینه ممکن فکر کنید، حتی ساده ترین انتخاب زمان زیادی می برد. به دلیل پیچیدگی محض دنیای اطراف و حجم اطلاعات موجود در محیط، گاهی اوقات لازم است به برخی از میانبرهای ذهنی اعتماد کنید که به شما امکان می دهد سریع عمل کنید.

سوگیری‌های شناختی می‌توانند به دلایل مختلفی ایجاد شوند، اما این میانبرهای ذهنی (Heuristics) هستند که اغلب نقش اصلی را ایفا می‌کنند. در حالی که آنها اغلب می توانند به طرز شگفت انگیزی دقیق باشند، می توانند منجر به اشتباه در تفکر نیز شوند.

عوامل دیگری که می توانند در ایجاد این سوگیری ها نقش داشته باشند:

  • احساسات
  • انگیزه های فردی
  • محدودیت در توانایی ذهن برای پردازش اطلاعات
  • فشارهای اجتماعی

تحقیقاتی صورت گرفته که سوگیری شناختی ممکن است با افزایش سن افراد به دلیل کاهش انعطاف پذیری شناختی افزایش یابد.

تأثیر سوگیری شناختی

سوگیری های شناختی می تواند منجر به تحریف تفکر شود. برای مثال، باورهای تئوری توطئه اغلب تحت تأثیر انواع سوگیری قرار می گیرند. اما سوگیری های شناختی لزوماً همه بد نیستندچرا که بسیاری از این سوگیری ها یک هدف انطباقی را دنبال می کنند: آنها به ما اجازه می دهند به سرعت به تصمیمات برسیم و این در مواقعی که با یک موقعیت خطرناک یا تهدیدآمیز روبرو هستیم، می تواند حیاتی باشد.

برای مثال، اگر در یک کوچه تاریک قدم می‌زنید و سایه‌ای تیره را می‌بینید که به نظر می‌رسد شما را تعقیب می‌کند، یک سوگیری شناختی ممکن است شما را به این فکر بیندازد که یک خطر ممکن است در پیش باشد و بهتر است هر چه سریع‌تر از کوچه خارج شوید. سایه تاریک ممکن است صرفاً به دلیل تکان خوردن پارچه ای یا درختی در نسیم ایجاد شده باشد، اما اتکا به میانبرهای ذهنی اغلب می تواند شما را از مسیر خطر در موقعیت هایی که نیاز به تصمیم گیری سریع است، دور کند.

نکاتی برای غلبه بر سوگیری ها

تحقیقات نشان می دهد که آموزش های شناختی می تواند به به حداقل رساندن سوگیری های شناختی در تفکر کمک کند. برخی از کارهایی که می توانید برای کمک به غلبه بر سوگیری هایی که ممکن است بر تفکر و تصمیم گیری شما تأثیر بگذارد انجام دهید عبارتند از:

  • آگاهی از سوگیری: یاد بگیرید که چگونه سوگیری ها ممکن است بر تفکر شما تأثیر بگذارد. در یک مطالعه، محققان بازخورد و اطلاعاتی را ارائه کردند که به شرکت‌کنندگان در درک این سوگیری‌ها و نحوه تأثیر آنها بر تصمیم‌گیری‌ها کمک می‌کند. نتایج مطالعه نشان داد که این نوع آموزش می تواند به طور موثری اثرات سوگیری شناختی را تا 29 درصد کاهش دهد.
  • در نظر گرفتن عواملی که بر تصمیمات شما تأثیر می گذارد : آیا عواملی مانند اعتماد به نفس بیش از حد یا علاقه یا تنفر شخصی نسبت به یک باور، یک شخص یا چیزهای دیگر در شما وجود دارد؟ فکر کردن در مورد تأثیرات این علاقه مندی روی تصمیمات ممکن است به شما در انتخاب بهتر کمک کند.
  • به چالش کشیدن سوگیری های خود : اگر متوجه شدید که عواملی بر انتخاب های شما تأثیر می گذارد، روی به چالش کشیدن فعالانه سوگیری های خود تمرکز کنید. چه عواملی را از دست داده اید؟ آیا به عوامل خاصی اهمیت زیادی می دهید؟ آیا اطلاعات مرتبط را نادیده می گیرید زیرا دیدگاه شما را پشتیبانی نمی کند؟ فکر کردن به این چیزها و به چالش کشیدن تعصبات شما می تواند شما را متفکر انتقادی تری کند.

سید مسعود علوی پور

چگونه مغزتان، شما را فریب می دهد

چگونه مغزتان، شما را فریب می دهد؟

در این شکی نیست که مغز شما عضو شگفت انگیزی است اما مطمئناً کامل نیست. اما بیایید ببینیم چگونه مغزتان، شما را فریب می دهد؟ گاهی اوقات جزئیات مهم مانند قرارهای ملاقات، نام ها، تاریخ های مهم و … را فراموش می کند. یا ممکن است متوجه چیزهای ضروری در محیط شما نشود و باعث شود اشتباهاتی مرتکب شوید که ممکن است باعث آسیب دیدن شما شود، خود را در معرض خطر بیماری قرار دهد یا فقط آزاردهنده باشد. اگر تا به حال فراموش کرده اید که یادداشت کنید ماشین خود را کجا پارک کرده اید و برای همیشه به دنبال آن سرگردانی کرده اید، می دانید که چگونه می شود.

چگونه مغزتان، شما را فریب می دهد؟

ممکن است تمایل داشته باشید که این نوع اشتباهات را به عنوان خطاهای ساده بنویسید یا آنها را به گردن چیزهایی مانند استرس یا کمبود وقت بیاندازید. اما واقعیت این است که گاهی اوقات فرار مغزها مشکل ساز است. و اجتناب ناپذیر است. با این حال، درک چگونگی وقوع آن می تواند به شما کمک کند تا با این حواسپرتی ها مقابله کنید، به طوری که بتوانید به خوبی از خود و خانواده خود مراقبت کنید، ایمن بمانید و احساس کنید که کنترل زندگی خود را در دست دارید.

 

ذهن دوست دارد از میانبر استفاده کند

تاجر در دفتر کار بر روی تبلت دیجیتال

یکی از بزرگترین کاستی های مغز شما این است که اکثرا تمایل به تنبلی دارد. مثلا هنگام تلاش برای حل یک مشکل یا تصمیم گیری، ذهن اغلب به قوانین سردستی یا راه حل هایی بازمی گردد که در گذشته به خوبی کار کرده اند. در بسیاری از موارد، این یک رویکرد مفید و موثر است. استفاده از میانبرها به شما این امکان را می دهد که بدون نیاز به مرتب سازی سخت از طریق هر راه حل ممکن، سریع تصمیم بگیرید. اما گاهی اوقات این میانبرهای ذهنی، که به عنوان سوگیری شناختی شناخته می‌شوند ، می‌توانند شما را غافلگیر کنند و باعث اشتباه شوند.

به عنوان مثال، ممکن است از پرواز هواپیما وحشت داشته باشید زیرا ممکن است بلافاصله به چندین سقوط هواپیمای غم انگیز و پرمخاطب فکر کنید ولی در واقعیت، سفر با هواپیما در واقع بسیار ایمن‌تر از سفر با خودرو است، اما از آنجایی که مغز شما از یک میانبر ذهنی به نام سوگیری شناختی  در دسترس استفاده می‌کند، شما فریب می‌خورید و باور می‌کنید که پرواز بسیار خطرناک‌تر از آن چیزی است که واقعاً هست. دانستن این موضوع شما را ایمن نگه نمی‌دارد، اما مطمئناً باید شما را در طول پرواز عاقل نگه دارد.

 

تفکر تحت تأثیر خطاهای شناختی پنهان است

مردی در حال فکر کردن در کنار تخته سیاه که حباب فکری روی آن نوشته شده است

اینها استعدادهایی هستند که می توانند بر نحوه درک شما از افراد (مانند  اثر هاله ای ) و یا نحوه درک شما از رویدادها (  سوگیری پس بینی ) و جنبه هایی از یک موقعیت که هنگام تصمیم گیری به آن توجه می کنید (سوگیری اسنادی) تأثیر بگذارند.

یکی دیگر از این سوگیری ها، سوگیری تایید است  که می تواند شما را به تاکید بیشتر یا حتی جستجوی چیزهایی سوق دهد که آنچه را قبلاً باور دارید تأیید می کند و در عین حال هر چیزی را که مخالف ایده های فعلی شما است نادیده می گیرد یا نادیده می گیرد.

چنین سوگیری های شناختی می تواند شما را از تفکر واضح و تصمیم گیری دقیق باز دارد و حتی در مورد امور مالی، سلامتی و حتی روش های تعامل شما در جهان تاثیر منفی بگذارد.

مغز دوست دارد بازی سرزنش را انجام دهد

پسر به برادرش که چشمانش را پوشانده اشاره می کند

وقتی اتفاق بدی می افتد، طبیعی است که به دنبال مقصر بگردیم. با این حال، گاهی اوقات ما واقعیت را در اطراف خود معکوس می کنیم تا از عزت نفس خود محافظت کنیم. به عبارت دیگر، ما ممکن است اشتباه کرده باشیم اما نخواهیم مسئولیت آن را به عهده بگیریم.

به عنوان مثال، پس از یک روز بیرون رفتن در ساحل، متوجه می شوید که به شدت آفتاب سوخته شده اید. ممکن است به جای اینکه به این واقعیت فکر کنید که هرگز نتوانستید از آن درست استفاده کنید، به خود بگویید که کرم ضد آفتابی که استفاده می‌کردید خراب بوده است .

چرا درگیر سرزنش می شویم؟ محققان بر این باورند که بسیاری از سوگیری های اسنادی ما به عنوان راهی برای محافظت از عزت نفس و محافظت از ما در برابر ترس از شکست عمل می کنند.  بر اساس این طرز تفکر، اتفاقات بدی برای شما به خاطر چیزهایی خارج از کنترل شما رخ می دهد. از سوی دیگر – و تا زمانی که این موضوع درست باشد هیچ چیز ناسالمی در مورد این موضوع وجود ندارد) – موفقیت‌های شما نتیجه ویژگی‌ها، مهارت‌ها، تلاش‌ها و سایر ویژگی‌های درونی شماست.

 

مغز می تواند در مقابل تغییر کور باشد

زنی که با دوربین دوچشمی نگاه می کند

در هر لحظه چیزهای زیادی در دنیا می گذرد که درک تمام جزئیات آن برای مغز دشوار است. در نتیجه، گاهی اوقات سخت است که تغییرات عمده‌ای را که درست جلوی چشمانمان اتفاق می‌افتند، را بطور کامل درک کنیم. این تغییر کوری نامیده می شود . در مطالعه ای، زمانی که دو طرف مکالمه در طی یک وقفه کوتاه مبادله شدند، اکثریت افراد حتی متوجه این تغییر نشدند.

محققان فکر می کنند ممکن است چند چیز در هنگام وقوع چنین اتفاقی رخ دهد. اگر مشغول تمرکز روی یک چیز هستید، به سادگی باید مقادیر عظیمی از اطلاعات دیگر را جمع آوری کنید که مغز شما در آن زمان نمی تواند آنها را تحلیل کند .

انتظارات نیز می توانند نقش مهمی ایفا کنند. آیا انتظار دارید زمانی که شما با کسی صحبت می‌کنید، ناگهان به شخص دیگری تبدیل شود؟ البته که نه – بنابراین چندان تعجب آور نیست که ممکن است یک تغییر عمده در موقعیت یا محیط خود را بر اساس پیش فرض ذهنی که دارید از دست بدهید.

حافظه آنقدرها که فکر می کنید قوی نیست

مدل مغز انسان با تاس که با علامت سوال روی آن مشخص شده است

حافظه مانند یک دوربین فیلمبرداری نیست که رویدادها را دقیقاً همانطور که اتفاق می‌افتند با دقت حفظ کند. بسیار شکننده‌تر، نادرست‌تر و مستعد تأثیرپذیری از آن چیزی است که فکر می‌کنید.

به عنوان مثال، تحقیقات نشان می‌دهد که به طرز شگفت‌آوری این موضوع بسیار محتمل است که کسی را به  خاطرات نادرستی از رویدادهایی که واقعاً رخ نداده‌اند، به خاطر بیاورید.  در یک مطالعه ، دانشمندان دریافتند تماشای ویدیویی از افراد دیگر در واقع باعث شد تا شرکت‌کنندگان به این باور برسند که خودشان این کار را انجام داده‌اند.

ما همچنین تمایل داریم حجم عظیمی از اطلاعات را فراموش کنیم، از جزئیات پیش پا افتاده ای که هر روز به آنها برخورد می کنیم تا اطلاعات مهمی که نیاز داریم. الیزابت لوفتوس، کارشناس حافظه، پیشنهاد می کند که چند دلیل عمده پشت این نارسایی های حافظه وجود دارد . ناتوانی  در بازیابی اطلاعات از حافظه، قربانی شدن خاطرات رقیب، ناتوانی در ذخیره اطلاعات در حافظه، و فراموش کردن عمدی خاطرات دردناک تنها تعدادی از علل احتمالی فراموشی هستند.

نتیجه گیری

مغز شما قادر به کارهای قابل توجه است، از یادآوری مکالمه ای که با یک دوست عزیز داشتید تا حل مسائل پیچیده ریاضی. اما از کامل بودن فاصله زیادی دارد. پس چه کاری می توانید انجام دهید؟

هیچ راهی برای جلوگیری از همه این مشکلات احتمالی وجود ندارد، اما آگاهی از سوگیری ها و خطاهای شناختی، کاستی های ادراکی و ترفندهای حافظه که مغز شما مستعد آن است می تواند کمک کند.

 

 

اثر نورافکن چطور ما را دچار خطای پنداشت می کند؟

اثر نورافکن چیست؟ آیا روی ما نورافکن وجود دارد؟ تابحال چند بار برای شما پیش آمده که حس کرده اید به خاطر نقصی موقت، در مرکز توجه دیگران هستید و همه توجه آن نقص شده اند؟ مثلا در یک مهمانی متوجه شدید جورابتان سوراخ است. تمام مدتی که در مهمانی هستید به جای لذت بردن از حضور در جمع حاضرین، تمام فکر شما معطوف به جورابتان است که نکند موقعیتی پیش بیاید که مجبور شوید حرکتی انجام دهید که این معضل بزرگ پدیدار بشود. یا در نظر بگیرید یک روز در راه رفتن به محل کار اتفاقی لباستان لک می شود.

 

اثر نور افکن چیست؟

مغز اکثر افراد به طرز عجیبی احساس می کند در معرض تماشا و توجه دیگران هستیم. به این احساس اثر نورافکن (spotlight effectمی گویند. بر طبق این اثر ما حس میکنیم چون در مرکز دنیای خودمان هستیم پس در دنیای دیگران هم همین وضعیت صادق است و همیشه نگران تاثیری هستیم که بر دیگران خواهیم گذاشت. این وضعیت در مورد ناراحتی ها، خوشحالی ها، احساسات، ترس ها و اضطراب های ما نیز حاکم است و ما به همان نسبت که در خود احساسی را در درجه اعلای خود حس می کنیم انتظار داریم احساسات ما برای دیگران هم به همان اندازه در معرض توجه باشند.

این اثر می تواند برای برخی افراد مانعی برای ارتباط برقرار کردن و رسیدگی به مشکلاتشان باشد. به عنوان مثال، فردی که از ترس اینکه دیگران او را ناراحت ببینند، نمی تواند احساساتش را با دیگران به اشتراک بگذارد و به دنبال حل مشکلاتش نمی رود.

همچنین، در برخی موارد، این اثر ممکن است باعث شود که فرد به جای پیدا کردن راه حل های موثر برای مشکلاتش، به دنبال راه حل هایی بگردد که ممکن است برای خودش و دیگران مضر باشد. به عنوان مثال، فردی که از افسردگی رنج می برد و به جای مراجعه به متخصصین، به دنبال راه حل هایی بگردد که ممکن است برای سلامتی او مضر باشد.

این حالت منجر به خطای شفافیت خواهد شد. خطای شفافیت به این معنی است که ما در فرض اینکه دیگران نیز همان احساسات را در مورد ما دارند، عمل می کنیم. مثلا فرض کنید در یک مصاحبه کاری شرکت می کنید و بعد از مصاحبه خود فکر می کنید تمام اعضای کمیته انتخاب، ناراحتی شما را متوجه شده اند. در واقع این فرضیه نادرست است و ممکن است هیچ کدام از اعضای کمیته هیچگونه ناراحتی یا نگرانی در مورد شما نداشته باشند. این خطای شفافیت است که ما را باعث می شود عملکردمان را بر اساس فرضیات نادرستی که از تاثیر ما بر دیگران داریم، تنظیم کنیم.

راهکارهایی برای کاهش تاثیر این خطای شفافیت در زندگی هستند. یکی از این راهکارها پذیرفتن این است که دیگران نه تنها به خاطر مشکلات و نقص های موقت ما بلکه به خاطر کلیت شخصیت و عملکرد ما هم ما را ارزیابی می کنند. بنابراین، در واقعیت نه تنها احساسات و نقص های ما برای دیگران مهم نیستند بلکه باید به کلیت شخصیت و عملکردمان توجه کنیم. همچنین، می توانیم با ارتقاء خودآگاهی و توانایی های شخصی خود، از خطای شفافیت کمتر رنج ببریم. به عنوان مثال، می توانیم در سخنرانی ها و مذاکرات، از لحن صدای خود و بیان واضح تر و دقیق تر استفاده کنیم تا احتمال ابهام و سوءتفاهم کاهش یابد. همچنین، می توانیم از تفکر مثبت و بهبود یافته استفاده کنیم و به جای تمرکز بر اشتباهات و نقص های خود، بر روی قابلیت های و توانایی های خود تمرکز کنیم.

توهم شفافیت چیست؟

توهم شفافیت ( illusion of transparency ) یک سوگیری شناختی است که در آن فرد احساس می کند دیگران بیش از اندازه به حالات او واقف هستند و افکار او توسط دیگران به راحتی قابل دستیابی است. به عنوان مثال شما برای ارایه کنفرانس برای دیگر همکلاسی ها دچار اضطراب شده اید. فکر می کنید همه همکلاسی های شما متوجه این اضطراب شما شده اند، این حالت شما را دچار اضطراب بیشتر و نمود عملی رفتار مضطربانه می کند. پس اثر نورافکن و توهم شفافیت به دنبال هم باعث ایجاد رفتاری خواهد شد که بطور مستقیم روی عزت نفس (self esteem) و اعتماد بنفس (self confidence) تاثیر خواهد گذاشت.
در توهم شفافیت فرد آگاهی و احاطه دیگران بر افکارش را بسیار بیش از حد محاسبه می کند و احساس می کند افکار او بطور شفاف در معرض دید و قضاوت دیگران است.

رهایی از اثر نورافکن

حال که دانستیم اثر نورافکن و توهم شفافیت چیست بهتر است نسبت به بازبینی در رفتار خود دست بزنیم. درک و آگاهی نسبت به این مسئله که آنقدر که فکر می کردیم در دنیای دیگران نقش اول را در اختیار نداریم شاید باز سنگینی را از روی دوش ما بردارد. همچنین اگر بدانیم دیگران در دنیای خودشان دچار همین خطاپنداشت هستند نیز رفتار ما با دیگران را اصلاح خواهد کرد.

برای رسیدن به این باور بهتر است چند روزی تمرین کنیم و نور افکن را از روی خودمان به روی بقیه افراد بریم تا ببینیم آیا تا بحال خصوصیات ظاهری دیگران آنقدر که باید تاثیرگذار باشد، جایگاهی در ذهن ما داشته است؟همچنین بهتر است در مواجهه با یک موقعیت، اولین فکر ما این باشد که احتمالاً دیگران نیز می‌توانند با چنین مسئله‌ای مواجه شوند و این موضوع نشان دهنده عدم انحصار بودن مسئله در دنیای ماست. بدون شک، این تمرین نیازمند صبر و پشتکار است اما با تمرین و تمرکز می‌توانیم این رفتار نادرست را بهبود ببخشیم و در روابطمان با دیگران، بیشتر به خودمان و دیگران احترام بگذاریم.

  • بهم ریختگی ظاهر همکارمان تا بحال چقدر در ذهن ما حک شده؟
  • لکنت زبان دوستمان چقدر از فکر ما را اشغال کرده؟
  • مدل موی معمولی همسایه مان چه مقدار از ذهن ما را اشغال کرده؟
  • خط اتوی معاون شرکت در زندگی من چه جایگاهی به خودش اختصاص داده؟
  • تیشرت همکلاسی من چند دقیقه از روز من را به خودش اختصاص داده؟
شاید توجه بیشتر به این موارد خیال ما را راحت کند که نورافکنی وجود ندارد و بارسنگین این وهم از روی دوش ما برداشته شود.
سید مسعود علوی پور